تعریف عقد – عقد بیمه :
عقد عبارتست از اینكه یك یا چند نفر در مقابل یك یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آنها باشد. در عقد بیمه رابطه حقوقی كه بین بیمهگذار و بیمهگر به وجود میآید منشأ تعهد است. متعهد كه بیمهگر است تعهد میكند كه تحت شرایط معینی در صورت بروز حادثه كه به تعهد بیمهگر تحقق میبخشد از بیمه شده رفع زیان كند. جز بیمه عمر، اصولاً بیمه عقدی است لازم، عقد لازم آنست كه هیچ یك از طرفین معامله حق فسخ آن را نداشته باشد مگر در موارد مشخص.
بیمه گر:
بیمه گر شخصی است حقوقی که در مقابل دریافت حق بیمه از بیمه گذار تعهد جبران خسارت و یا پرداخت وجه معینی را در صورت وقوع حادثه به عهده می گیرد در ماده 31 قانون تاسیس بیمه مرکزی ایران و بیمه گری چنین آمده است :
عملیات بیمه در ایران بوسیله شرکتهای سهامی عام ایرانی که کلیه سهام آنها با نام بوده و با رعایت قانون و طبق قانون تجارت به ثبت رسیده باشند انجام خواهد گرفت.
بیمهگذار
بیمهگذار شخص حقیقی یا حقوقی است كه طرف تعهد بیمهگر است و شخصی است
كه با پرداخت حق بیمه جان، مال و مسئولیت خود و یا دیگری را
برای مدت مشخص و معینی تحت پوشش بیمه قرار میدهد.
ماده
5 قانون بیمه مقرر میدارد: بیمهگذار ممكن است
اصیل باشد یا به یكی از عناوین قانونی
نمایندگی صاحب مال یا شخص ذینفع را داشته یا مسئولیت حفظ آن
را از طرف صاحب مال داشته باشد
مورد بیمه:
مورد بیمه میتواند شخص، شیء، یا مسئولیت باشد. چنانچه مورد بیمه شخص باشد بیمهگر در مقابل فوت، حیات، بیماری، از كارافتادگی و نقص عضو بیمه شده متعهد خواهد بود. این نوع بیمه را بیمه اشخاص مینامند. در صورتی كه مورد بیمه شیء باشد بیمهگر در مقابل خسارات وارد به آن شیء متعهد خواهد بود مثل آتشسوزی اموال منقول و غیرمنقول، بیمه حمل و نقل كالا، هواپیما و كشتی، بیمه اتومبیل، بیمه مرگ و میر حیوانات. این نوع بیمه را بیمه اشیاء مینامند. مورد بیمه ممكن است شخص و یا شیء نباشد بلكه مسئولیت بیمهگذار در مقابل دیگری باشد كه در این صورت بیمهگر متعهد است چنانچه در نتیجه حادثهای كه بیمهگذار مسئول آن باشد به دیگری خسارت وارد شود خسارت آن شخص را جبران نماید مانند بیمه مسئولیت اتومبیل، بیمه مسئولیت كارفرما در مقابل كارگران، بیمه مسئولیت حرفهای پزشكان و داروسازان، بیمه مسئولیت مالك در مقابل مستأجر. این نوع بیمه را بیمه مسئولیت مینامند
مبلغ
بیمه شده:
مبلغ بیمه شده (در بیمه اموال) ارزش واقعی شی مورد بیمه بوده یا مبلغی
است كه بیمهگر تعهد میكند در صورت وقوع حادثه تا آن میزان به بیمهگذار یا ذینفع
قرارداد بیمه خسارت بپردازد. در بیمه اموال مبلغ بیمه شده باید معادل ارزش مال
بوده و در صورتی كه مبلغ بیمه كمتر از مبلغ واقعی باشد خسارت به نسبت مبلغ بیمه به
مبلغ واقعی پرداخت خواهد شد. در بیمه اشخاص از آنجا كه جان انسان قابل تبدیل به
پول نیست هر مبلغی را كه بیمهگذار تعیین نماید در صورتی كه مورد موافقت بیمهگر
قرار گیرد در صورت وقوع خطر مرود تعهد، بیمهگر ملزم به پرداخت آن به ذینفع یا
بیمه شده خواهد بود.
حق
بیمه:
حق بیمه وجهی است كه بیمهگذار به بیمهگر میپردازد تا در مقابل،
بیمهگر در صورت وقوع حادثه و ایجاد خسارت زیان وارده را جبران كند و یا مبلغی به
بیمهگذار و یا ذینفع از قرارداد یا اشخاص ثالث بپردازد حق بیمه را بهای خطر مینامند
و مبلغ آن بستگی به شدت و ضعف احتمال وقوع دارد.
خسارت یا غرامت:
خسارت عبارتست از زیان وارده به مورد بیمه كه در نتیجه وقوع حادثه ایجاد میشود و جبران آن در تعهد بیمهگر میباشد در بعضی موارد تعهد بیمهگر ممكن است بدون وقوع حادثه نیز تحقق پیدا كند مانند پرداخت سرمایه بیمه در انتهای مدت در صورت حیات بیمه شده (در بیمه عمر و پسانداز) و یا برقراری مستمری بازنشستگی و نظایر آن.
مدت بیمه :
مدت بیمه فاصله زمانی بین ابتدا و انتهای تعهد بیمهگر است كه در طول این زمان بیمهگر متعهد جبران خسارتهای مورد تعهد میباشد مدت بیمه در بیمههای اموال معمولاً یكسالاست.
فرانشیز :
(به مبلغی از خسارت گفته میشود كه به عهده بیمهگذار بوده و بیمهگر نسبت به آن تعهدی ندارد.)
با
اصطلاع فرانشیز همه بیمه گران و حتی بیمه گذاران آشنایی دارند و میدانند منظور از
آن قسمتی از خسارت است كه بیمه گر پرداخت نمیكند و به عهده بیمه گذار باقی میماند.
فرانشیز تلفظ فرانسوی
franchise است و به این كلمه در انگلیسی فرانچایز گفته میشود. ریشه این واژه
لاتین است و به معنی معافیت و اغماض میباشد. در اصطلاح فنی بخشی از خسارت است كه
در رابطه بین بیمه گر و بیمه گذار از آن اغماض و صرفنظر میشود. با توجه به اینكه
فرانشیز تقریباً در تمام انواع بیمه مطرح است به نظر میرسد بحث نسبتاً جامعی نسبت
به آن خالی از فایده نباشد. در این بحث، ابتدا منظور از كلمه فرانشیز و موارد
استفاده صحیح آن را بررسی میكنیم و سپس توجیه آن را مورد توجه قرار می دهیم و پس
از آن اجرای فرانشیز را در سه دسته بیمه های اموال و اشخاص و مسئولیت توضیح می
دهیم
1- منظور از كلمه فرانشیز
در عمل منظور از این كلمه در رابطه بین بیمه گر و بیمه گذار میزانی از
خسارت است كه بهرحال به عهده بیمه گذار میباشد. مثلاً اگر در یك بیمه نامه رقم
تعیین شده برای فرانشیز صدهزار ریال باشد این مبلغ از خسارت قابل پرداخت كسر خواهد
شد. اگر خسارت سیصد هزار ریال باشد بیمه گر دویست هزار پرداخت خواهد كرد و اگر
خسارت صدهزار ریال و یا كمتر باشد پرداختی صورت نخواهد گرفت. اما این ترتیب با
معنای لغوی فرانشیز مطابقت ندارد. زیرا اگر معنای فرانشیز اغماض و یا صرف نظر كردن
است بایستی از خسارت تا صدهزار ریال صرفنظر شود ولی اگر خسارت بیش از این مقدار
بود تماما پرداخت گردد. در مثال بالا خسارت سیصد هزار ریالی بایستی به طور كامل
جبران شود. در كشور ما از ابتدا در مورد اجراء فرانشیز چنین اشتباهی صورت گرفته و
در حال حاضر به صورت یك عرف مسلم درآمده است. اما اگر بخواهیم اصطلاحات را به جای
خود به كار بریم روشی كه ما عمل میكنیم در زبانهای انگلیسی و فرانسه معروف به deductible
است كه به انگلیسی دیداكتیبل و به فرانسه دودوكتیبل تلفظ میشود.
2- انواع فرانشیز
در ادامه بحث با پیروی از عرف و با مسامحه فرانشیز را برای تمام مواردی
كه مبلغی از خسارت كسر میشود به كار خواهیم برد. اما انواع فرانشیز به شرح زیر است:
الف) در بسیاری موارد فرانشیز رقمی معین و ثابتی است كه از خسارت كسر
میشود.
ب) در بعضی موارد فرانشیز درصدی از مبلغ بیمه است و هر قدر مبلغ بیمه
بیشتر باشد فرانشیز به همان نسبت بالاتر خواهد بود.
ج) در
مواردی دیگر خسارت درصدی ثابت از خسارت است. به عبارت دیگر بیمه گذار براساس درصدی
معین كه معمولاً كوچك است با بیمه گر در تحم خسارت سهیم میشود.
3- توجیه فرانشیز
فرانشیز یكی از مباحث مهم در مدیریت خطر است. اصولاً نیاز به پوشش
ببیمه ای توجیه كننده رجوع بیمه گذار به بیمه گر است. یعنی بیمه گذار نگران ایجاد
خسارتهایی است كه تحمل آن از عهده او خارج باشد. بیمه گذار از خسارتهای كوچك واهمه
ندارد. مثلاًاگر تصادف اتومبیل منجر به سائیدگی مختصر گلگیر و یا شكستن یك چراغ
كوچك شود موجب نگرانی مالك آن نیست. او نگران حوادثی است كه سبب وارد شدن خسارت
چند میلیون ریالی برای خودش و همچنین طرف تصادف او شود و یا سبب بروز خسارت جانی
گردد كه بایستی هزینه معالجه و دیه آن را بپردازد. گاهی برای یك شخص مثلاًراننده
یا پزشك یا داروساز یا صاحب رستوران وضعیتی پیش میآید كه زیان دیده با مراجعه به
مراجع قضایی خسارتی از او مطالبه میكند كه چند برابر همه داراییهای او است. جبران
اینگونه خسارتها جز از طریق بیمه و به كمك بیمه گران امكانپذیر نیست ولی اگر خسارت
در حد فرانشیز باشد همه قادر به تحمل آن هستند. صرفنظر از استدلال فوق توجیهات
دیگری هم برای اعمال فرانشیز وجود دارد از این قرار:
الف) بهرحال وجود فرانشیز در همه بیمه نامه ها مقدار قابل ملاحظه ای
از تعهد بیمه گر می كاهد و همین میتواند موجب تخفیف و ارزانتر شدن حق بیمه شود.
ب) وجود فرانشیز، اگر نه همیشه، بلكه در بسیاری موارد موجب توجه بیشتر
بیمه گذار به رعایت تدابیر احتیاطی و از جمله مقررات رانندگی و ضوابط حرفهای میشود
و این به سود جامعه است.
ج) در بعضی موارد وجود فرانشیز موجب كاهش استفاده بیمه گذار از پوشش
ببیمه ای میشود مثلاًدر بیمه درمان وجود فرانشیز مانع از مراجعات مكرر و صرفاً
احتیاطی و ناشی از وسواس بیمه شده به مراكز درمانی و پزشك میشود.
د) وجود فرانشیز مراجعات بیمه گذاران را برای دریافت خسارتهایی جزیی
منتفی میكند و این خود در هزینه های اداری بیمه گر اثر قابل ملاحظهای دارد. كاهش
هزینه های اداری نیز میتواند موجی برای ارزانتر شدن حق بیمه ها باشد.
4- فرانشیز در بیمه های اموال
صرفنظر از روشهایی كه در كشور ما و یا در سایر نقاط متداول است اصولاً
وجود فرانشیز در همه انواع بیمه توجیه منطقی دارد. برای اجتناب از طولانی شدن بحث
طرز عمل شركتهای بمیه را در بعضی از انواع رایج بیمه های اموال مورد توجه قرار
دهیم.
الف) در بیمه های آتش سوزی غالباً از اعمال فرانشیز خودداری میشود
زیرا معمولاً خسارتهای آتش سوزی ارقام بزرگی را تشكیل میدهد و كسر مبالغ جزیی
فرانشیز اثر قابل توجهی در روابط بیمه گر و بیمه گذار ندارد. فقط در پوششهایی كه
به عنوان خطرات اضافی در بیمه نامه های آتش سوزی ارایه میشود اعمال فرانشیز متداول
است. مثلاً در بیمه زلزله فرانشیز 15 درصد خسارت است. همچنین در بیمه سیل و طوفان
اعمال خسارت جزیی در مواردی دیده میشود.
ب) در بیمه های باربری بیمهنامهای صادر میشود به نام بیمه با شرط كه
سابقاً به آن ALL RISK میگفتند
در این نوع بیمه هیچگونه فرانشیزی اعمال نمیشود. در بیمه با شرط B برای خسارات
خصوصی فرانشیزی به صورت درصد وجود دارد كه بر مبنای مبلغ بیمه اعمال میشود (مبلغ
هر بسته) ولی در این نوع بیمه برای خسارات مشترك یا جنرال فرانشیز اعمال نمیشود.
ج) معمولاً در بیمه های مهندسی فرانشیز قابل توجهی اعمال میشود.
د) در
بیمه بدنه اتومبیل فرانشیز به طور معمول وجود دارد و میزان آن بسته به نوع خسارت
متغیر است. مثلاً برای خسارت كلی و یا جزیی رقم فرانشیز ممكن است ثابت یا درصد
معینی از خسارت باشد. حتی برای بعضی اجزاء اتومبیل فرانشیز خاص معین میشود.
5- فرانشیز در بیمه اشخاص
بیمه های اشخاص عمدتاً سه نوع هستند كه عبارتند از بیمه های عمر،
حادثه، درمان
الف) در
بیمه های عمر فرانشیز نه متداول است و نه توجیه دارد. بیمه گذار علاقه مند است
سرمایه بیمه عمر با مبلغ معین داشته باشد و لذا كسر مبلغی از آن بابت فرانشیز
موردی ندارد. توجه داشته باشیم كه اصولاً در بیمه عمر اطلاق خسارت به مبلغ بیمه
نادرست است. به عبارت دیگر در بیمه عمر خسارتی وجود ندارد كه ما سهمی از آن را بر
عهده بیمه گذار بگذاریم. بیمه عمر نوعی رابطه مالی و به منظور ایجاد پسانداز برای
دوران كهولت و یا برای بازماندگان است.
ب) در بیمه های حادثه كه خسارت نقص عضو و یا از كارافتادگی پرداخت
میشود، قرار دادن مبلغی به عنوان فرانشیز از نظر فن و منطق ببیمه ای مانعی ندارد
ولی معمول نیست و به ندرت در قراردادهای بیمه دیده میشود. حتی برای هزینه معالجات
كه بعنوان تعهدی اضافی در بیمه حوادث متداول است، فرانشیز مطرح نیست.
ج) در بیمه های درمان وجود فرانشیز به صورت یك قاعده و عرف مسلم
درآمده است. در كلیه سیستمهای بیمه درمان فرانشیز به خصوص برای هزینه های دارو و
حقالزحمه پزشك وجود دارد. در این جا اشاره به یك نكته جالب در بیمه درمان ضروری
است و آن اینكه در بیمه درمان شخص بیمه گذار است كه در مورد لزوم مراجعه به پزشك و
ایجاد هزینه تصمیم میگیرد و بدیهی است كه افراد از لحاظ وضعیت روحی متفاوت هستند.
بعضی به محض احساس ناراحتی با فرض وجود یك بیماری خطرناك بیدرنگ به یك یا چند پزشك
و انجام دادن آزمایشات پزشكی اقدام میكنند. بعضی دیگر در مراجعه به پزشك اصولاً
بیمیل هستند. لذا وجود فرانشیز تا حدودی از مراجعات غیرضروری جلوگیری میكند.
ناگفته نماند كه در اغلب كشورها بیمه گرانی هستند، به خصوص بیمه گران
تعاونی، كه با دریافت حق بیمه دیگری فرانشیز را هم تحت پوشش قرار میدهند و این
رویه گرچه نوعی حمایت بیشتر از بیمه شدگان است ولی فرانشیز را منتفی میسازد.
6- فرانشیز در بیمه های مسئولیت
بیمه های مسئولیت هم در حقیقت نوعی از بیمه های اموال است. در همه
بیمه های مسئولیت میتوان شرط فرانشیز را پیشبینی كورد. لذا بهتر است بین بیمه های
مسئولیت اختیاری و بیمه های مسئولیت اجباری تفكیك قایل شویم.
الف) در بیمه های مسئولیت اختیاری از هر نوع كه باشد بیمه گذار خود
میتواند تا حد معینی كه متناسب با وضعیت مالی و گستره فعالیت او است رقمی را به
عنوان فرانشیز قبول كند به این ترتیب حق بیمه كمتری پرداخت نماید. بدیهی است
خسارات كوچك كه در حد فرانشیز باشد را بیمه گذار مستقیماً جبران میكند و بیمه گر
تعهدی نخواهد داشت.
ب) در بیمه های مسئولیت اجباری كه بنا به مصالح اجتماعی و به حكم
قانون برقرار میشود، وجود شرط فرانشیز قابل توجیه نیست. زیرا اولاً برای زیانده
مشكل است كه بخشی از خسارت را از بیمه گذار مسئول مطالبه كند و برای بقیه به بیمه
گر او مراجعه نماید. به خصوص اینكه معمولاً در قوانین بیمه مسئولیت اجباری، برای
زیاندیده حق مراجعه مستقیم به بیمه گر پیشبینی میشود و زیاندیده میتواند حتی بدون
مراجعه به مسئول حادثه، خسارت خود را مطالبه كند. از جمله فواید عملی این قاعده
مراجعه مستقیم زیاندیدگان به صندوق تأمین خسارت بدنی (در بیمه مركزی) برای مواردی
است كه مسئول حادثه شناخته نشود.
خطر یا موضوع بیمه شده :
خطر به امری گفته میشود كه در صورت وقوع آن بیمهگر موظف به انجام تعهد خود میگردد مثل آتشسوزی، سیل، سرقت، سقوط هواپیما، تصادف اتومبیل، فوت انسان و نظایر آن.
مشخصات خطری كه قابل بیمه شدن میباشد به شرح زیر است:
الف) محتملالوقوع باشد (حتیالوقوع نبوده و وقوع آن غیرممكن نباشد)
ب) خارج از اراده بیمهگذار اتفاق افتد (عمدی نباشد)
ج) از نظر حرفه بیمهگری خطرات باید پراكندگی داشته و متجانس باشند در ضمن بیمه آنها به قدر كافی عرضه شود.
بیمهنامه:
بیمهنامه
سندی است كه با توجه به قانون و مقررات بیمه و با توجه به پیشنهاد بیمهگذار و
موافقت بیمهگر تنظیم شده و از طرف بیمهگر در اختیار بیمهگذار قرار میگیرد در
بیمهنامه حدود وظایف و تكالیف و تعهدات طرفین تحت عناوین شرایط عمومی شرایط پیوست
و شرایط خصوصی تعیین میگردد.
ماده سه قانون بیمه در ایران مقرر میدارد امور ذیل باید به طور صریح
در بیمهنامه قید شود. تاریخ انقضای قرارداد، اسم بیمهگر و بیمهگذار، موضوع
بیمه، ابتدا و انتهای بیمه، حادثه و یا عملی كه عقد بیمه به مناسبت آن به عمل آمده
است حق بیمه، میزان تعهد بیمهگر در صورت وقوع حادثه.
الحاقی:
الحاقی ورقهای است كه بعد از صدور بیمه نامه ممكن است توسط بیمهگر صادر گردد چنانچه بعد از صدور بیمهنامه بیمهگذار درخواست تغییراتی در بیمهنامه بنماید این تغییرات توسط اوراق الحاقی انجام میگیرد صدور الحاقی بجز مواردی كه طبق شرایط بیمهنامه برای بیمهگر پیشبینی شده بدون موافقت كتبی بیمهگذار انجام نمیشود مگر در درجات بیمهنامه اشتباهی رخ داده باشد كه بیمهگر شخصاً نسبت به تصحیح آن با صدور الحاقی اقدام خواهد نمود.
شرایط بیمهنامه :
مجموعه شرایط بیمهنامه كه درباره اساس قرارداد، وظایف و تعهدات طرفین قرارداد استثنائات و سایر شرایط حاصل بین بیمهگر و بیمهگذار به موجب قانون و مقررات بیمهای تنظیم میگردد، شرایط بیمهنامه نامیده میشود كه دارای دو قسمت به شرح زیر است.
الف) شرایط عمومی بیمهنامه:
شرایط عمومی بیمهنامه به شرایطی گفته میشود كه كاربردی عام دارد و غالباً در متن بیمهنامه درج می گردد و ناظر به مقررات آمره قانون بیمه بوده و طرفین قرارداد ملزم به رعایت مفاد آن میباشند.
ب) شرایط خصوصی بیمهنامه:
شرایط خصوصی بیمهنامه توافقهای خاصی است كه بین بیمهگر و بیمهگذار مورد موافقت قرار میگیرد و در صورت مغایرت با شرایط عمومی بیمهنامه شرایط خصوصی ارجحیت دارد.
شرایط اساسی صحت عقد:
طبق قانون مدنی ایران برای صحت هر معامله شرایط زیر اساسی است:
1. قصد طرفین و رضای آنها
2. اهلیت طرفین
3. موضوع معینی كه مورد معامله باشد
4. مشروعیت جهت معامله
این شرایط اساسی است و نبودن هر كدام موجب بطلان قرارداد میشود و درست مثل این است كه عقدی واقع نشده باشد .
فرمهای پیشنهادی بیمهنامه:
در اغلب رشتههای بیمه، بیمهگر ورقه مخصوص چاپی را كه پیشنهاد بیمه نامیده میشود در اختیار بیمهگذار قرار میدهد كه او با تكیل برگ پیشنهاد شرایط و خصوصیات آنچه را كه میخواهد بیمه نماید در اختیار بیمهگر میگذارد لازم به ذكر است كه بیمهگر نیز حق دارد اطلاعاتی را كه برای ارزیابی خطر بیمه شدنی ضروری تشخیص میدهد به دست آورد هر چند درخصوص بیمهنامههای با مبلغ بیمه پایین غالباً بیمهگر به اطلاعات داده شده در برگ پیشنهاد بیمهگذار اكتفا مینماید در ضمن بعضی از اطلاعات مندرج در برگ پیشنهاد را منحصراً بیمهگذار دارد و بیمهگر به راحتی نمیتواند به آنها دست یابد مانند اطلاع از بیماریهای موروثی جهت بیمه عمر، لذا اهمیت دقت و صحت در پاسخگویی به سؤالات برگ پیشنهاد مذكور در واقع اساس شرایط قرارداد بیمهای است كه بعداً صادر میگردد.
تسلیم پیشنهاد بیمه به تنهایی برای هیچ یك از طرفین تعهدی ایجاد نمینماید و همانگونه كه بیمهگر حق دارد درخواست پیشنهاد دهنده را غیرقابل قبول اعلام كند بیمهگذار نیز میتواند از پیشنهاد خود منصرف شود لكن در صورت صدور بیمهنامه مطالب مندرج در برگ پیشنهاد برای بیمهگذار الزامی آورده بود و پیشنهاد مذكور جزء لاینفك قرارداد محسوب میشود و در صورتی كه با دقت و صحت و از روی حسن نیت كامل به مطالب آن پاسخ داده نشود، ضمانت اجراهای مختلفی را برای بیمهگذار در پی خواهد داشت.
تلف
كلی واقعی
تلف كلی واقعی به حالتی اطلاق میشود كه شئ بیمه شده، به علت وقوع
حادثه كاملاً منهدم شده و یا آسیب وارد به آن به نحوی باشد كه آن شئ خاصیت خود را
از دست بدهد و یا به طور كامل و قطعی از تصرف بیمه گذار خارج گردد. مثال انهدام
كامل این است كه موضوع بیمه در اثر آتشسوزی كاملاً سوخته و آنچه باقی میماند قابل
استفاده نباشد. در حالت دوم میتوان از كالایی مانند سیمان نام برد كه در نتیجه
رطوبت سفت شده و خاصیت خود را از دست بدهد و بیمه گر متعهد است چنانچه خطری كه
موجب خسارت شده تحت پوشش بیمه باشد، زیان وارده را بر مبنای تلف كلی واقعی پرداخت
نماید. اگرچه در حالت سوم موضوع بیمه در واقع وجود دارد ولی بیمه گذار به آن
دسترسی ندارد. در رابطه با تلف كلی واقعی، كه كاربرد آن بیشتر در بیمه باربری و به
خصوص بیمه كشتی و كالاست، اختلافات زیادی بین بیمه گر و بیمه گذار در كشورهای
اروپا پدید آمده و دعاوی مطروحه به دادگاه ارجاع گردیده است كه در هر مورد با توجه
به موضوع اختلاف رأی صادر شده است. در صورتی كه كشتی به شدت به صخره برخورد كند و
كاملاًدر هم شكسته شود چنانچه اجزایی از آن مثلاً قایق های نجات، طناب ها و بعضی
از قطعات لوازم دیگر كشتی قابل استفاده باشد، بازیافت آنها تغییر در موضوع تلف كلی
واقعی كشتی ایجاد نخواهد كرد. بیمه گر موظف است خسارت را بر مبنای تلف كلی واقعی
پرداخت كند منتهی ارزش اجزاء بازیافتی از خسارت كسر خواهد شد. یك كشتی ممكن است در
حالی كه به شدت آسیب دیده به بندر وارد شود لكن ادامه سفر آن مستلزم صرف هزینه
زیادی باشد، حال چنانچه تعمیر این كشتی در بندری كه به آن وارد شده و یا انتقال آن
به بندر دیگر جهت تعمیر امكانپذیر نباشد، این كشتی تلف شده كلی واقعی تلقی میگردد.
چنین كشتی ای قابلیت دریانوردی را از دست داده است بنابراین بیمه گر موظف به جبران
خسارت آن بر مبنای تلف كلی واقعی خواهد بود.
در رابطه با كالای فاسدشدنی این سؤال همواره مطرح است كه چنانچه این
كالا پس از رسیدن به مقصد ظاهر سالم داشته ولی به سبب حادثه ای كه به وقع پیوسته
به رغم ظاهر سالم آن، كالا فاسد بوده و قابل استفاده نباشد آیا در مورد این كالا
تلف كلی واقعی صدق میكند؟ یا این كه چون كالا ظاهر سالم دارد خسارت بر مبنای تلف
كلی واقعی قابل پرداخت نمیباشد. البته در اینجا دو حالت متصور است. یكی این كه
فساد كالا طوری است كه این كالا به هیچوجه قابل استفاده نبوده و باید معدوم شود مانند
میوه انار كه صادرات آن امروزه رایج است و چنانچه این كالا به كشورهای دور دست حمل
شود در سردخانه كشتی نگهداری میشود. مواردی بوده كه پس از رسیدن چنین محموله ای به
كشور مقصد مشاهده شده كه كل محموله به علت تغییر درجه حرارت سردخانه كشتی اعم از
مثبت و یا منفی فاسد شده و قابل مصرف نبوده و آن را معدوم كردهاند. بدیهی است در
چنین حالتی تلفن كلی واقعی محرز است.
حالت دوم زمانی است كه كالای فاسد شدنی یا آسیب پذیر پس از رسیدن به
مقصد كلاً خسارت دیده و برای واردكننده آن كالا قابل استفاده نیست لكن از آن كالا
میتوان در جهتی دیگر استفاده كرد. در این صورت كالا تلف شده كلی واقعی تلقی نمیشود
زیرا بازیافتی آن قابل استفاده است، گرچه برای بیمه گذار قابل استفاده نباشد. مثلاً چنانچه
موضوع بیمه ورقه های فلزی باشد كه جهت تهیه قوطی كنسرو مواد غذایی خریداری شده
است. حال چنانچه این ورقه ها به علت آبدیدگی اكسیده شده و بیمه گذار نتواند از
آنها برای تهیه قوطی مواد غذایی استفاده كند نمیتوان چنین كالایی را تلف شده كلی
واقعی تلقی كرد، زیرا از این ورقه های فلزی میتوان برای تهیه قوطی واكس كفش یا
مواد دیگری از این قبیل استفاده كرد.
همچنین اگر محموله ای شامل چند قسمت باشد و برای هر قسمت مبلغ معینی
در بیمه نامه قید شده باشد، چنانچه یك یا چند قسمت از این محموله دچار خسارت شدید
شده باشد، تلف كلی نسبت به آن قسمت یا قسمت های آسیب دیده صدق میكند؛ هر چند به
بقیه كالا خسارت وارد نشده باشد.
تلف كلی واقعی در مورد كرایه كشتی یا كالا با توجه به اشكال مختلف
قرارداد حمل به صورت موردی مطرح میگردد. جز در حالتی كه به علت غرق شدن كشتی و
كالا، كرایهای (كرایه كشتی یا كالا) كه ریسك آن متوجه مالك كشتی باشد نیز از بین
میرود و اطلاق تلف كلی واقعی كرایه مصداق پیدا میكند؛ در موارد دیگر چنین نیست.
مثلاً چنانچه كشتی به تنهایی غرق شود، كرایه حمل كالا از بین رفته كلی واقعی تلفن
نمیشود زیرا مالك كشتی میتواند محموله را با كشتی دیگری به مقصد حمل كند. همچنین
در صورت تلفن شدن كالا، نمیتوان كرایه آن را تلف شده واقعی به شمار آورد، زیرا
مالك كالا ممكن است حق داشته باشد كالای دیگری را جایگزین آن كند و یا مالك كشتی
ممكن است كالای دیگری را برای حمل به همان مقصد در كشتی بارگیری كند.
تلف كلی فرضی
تلف
كلی فرضی به حالتی اطلاق میشود كه شیء بیمه شده به طور كامل از بین نمیرود و یا به
طور قطع از دسترس بیمه گذار خارج نمیشود، لكن در حالت اول هزینه نجات و تعمیر آن
از ارزش آن شیء تجاوز میكند و در حالت دوم نیز بازیابی آن قطعی نیست. در چنین
حالتهایی اصطلاح تلف كلی فرضی به كار میرود كه این اصطلاح مختص حمل و نقلهای
دریایی است.
هرگاه كشتی به شدت به صخره برخورد كند و نشانه هایی از اینكه صدمات
وارد به آن زیاد است وجود داشته باشد و یا كشتی در محلی غرق شود كه امكان نجات آن
با توجه به وسایل مدرن امروزی وجود داشته باشد ولی در مورد اقدام به نجات و هزینه
نجات و این كه آیا پس از نجات كشتی قبالیت دریانوردی خواهد داشت یا نه و اصولاً
اینكه موفقیت در این زمینه چه میزان است و مسائلی از این قبیل تردیدهایی وجود
داشته باشد، مورد از مصادیق تلف كلی فرضی است. در چنین مواردی است كه مالك كشتی
باید كلیه جنبه های مثبت و منفی قضیه را بررسی كرده و نهایتاً تصمیم بگیرد كه آیا
صلاح و صرفه در این است كه از كشتی ترك مالكیت كرده و آن را به بیمه گر تحویل دهد
و خسارت خود را به مبنای مبلغ بیمه شده دریافت نماید و یا این كه اقدام به نجات
كشتی كرده و هزینه های نجات و تعمیر را مطالبه نماید. بدیهی است در صورت تصمیم به
نجات كشتی هزینه هایی كه تحت عنوان sue and labour (هزینههای تعقیب و اقدام) در تعهد بیمه
گر میباشد قابل پرداخت خواهد بود.
در صورتی كه كشتی در زمان جنگ به تصرف نیروی دشمن درآید، از مصادیق
تلف كلی فرضی میباشد، مشروط بر این كه در زمان ترك مالكیت كشتی همنان در تصرف دشمن
باشد.
در صورتی كه خسارت كشتی بر مبنای تلف كلی فرضی پرداخت شود مالكیت كشتی
موضوع بیمه به بیمه گر منتقل میشود. در این حالت بیمه گرد حق دارد هر نوع كرایه ای
را هم كه ارتباط به امر دیانوردی كشتی داشته وصول نماید. چنین كرایهای از نظر مالك
كشتی تلف شده كلی تلقی میگردد. البته در چنین حالتی ممكن است مالك كشتی نتواند
كرایه تلف شده را از بیمه گر مربوط مطالبه نماید به این علت كه كرایه در اثر حادثه
تحت پوشش بیمه تلف نشده بلكه به علت ترك مالكیت تلف شده است.
در رابطه با كالا معمولاً تلف كلی واقعی زمانی تحقق پیدا میكند كه
خسارت وارد شده به كالا در اثر حادثه تحت پوشش بیمه بیش از 50 درصد ارزش كالا
باشد، مشروط بر این كه كالا به مقصد نرسیده باشد. در صورت رسیبدن كالا به مقصد ولو
این كه دچار خسارت شدید شده باشد تلف كلی فرضی به آن اطلاق نمیشود. ضمناً قاعده 50
درصد مربوط به حالتی نیست كه كالا به صورت total loss بیمه
شده باشد. زیرا total loss اعم
است از تلف كلی واقعی و تلف كلی فرضی. همچنین اگر بیمه نامه بدون پوشش خسارت جزء،
به استثناء خسارت جزء ناشی از به گل نشستن، غرق شدن و آتش سوزی كشتی صادر شده باشد
و این خطرات واقع نشده باشد، قاعده 50 درصد اعمال نخواهد شد.
در صورتی كه كالا به خاطر منافع مشترك مالك كشتی (صاحبان كالا و
كرایه) به دریا ریخته شود (jettison) و یا به نحو دیگری به خاطر منافع
مشترك مذكور فدا (Sacrifice)
شود در صورتی كه میزان آنچه مورد تغذیه قرار میگیرد بیش از 50 درصد
باشد تلف كلی فرضی تحقق پیدا میكند و صاحب كالا میتواند از طریق ترك مالكیت مطالبه
خسارت كند. همچنین مجموع آنچه مورد تفدیه قرار میگیرد و خسارتی كه به خود كالا
وارد میشود اگر از 50 درصد ارزش كالا بیشتر باشد تلف كلی فرضی تحقق پیدا میكند. در
این حالت نیز بیمه گذار حق دارد خسارت خود را از طریق ترك مالكیت مطالبه نماید
زیرا تلف كلی فرضی تحقق یافته است.
كشتی ممكن است در بین راه دچار حادثه شده و قابل تعمیر نباشد و سفر
كشتی خاتمه پذیرد، این حالت موجب تلف كلی فرضی محموله كشتی نخواهد بود زیرا
فرمانده كشتی میتواند كالا را به كشتی دیگری منتقل كرده و به مقصد حمل نماید.
به نقل از : سایت تخصصی صنعت بیمه
موضوعات مرتبط: حقوق بیمه ، دیگر مطالب حقوقی ، مقالات حقوقی


