مراحل آشنایى پیش از ازدواج

مرحله دوم: تعیین معیار

مرحله سوم: احراز آمادگى شخصى

مرحله چهارم: جست‏وجو و شناسایى ابتدایى

مرحله پنجم: هماهنگى با اولیا (نظارت و هدایت خانواده)

مرحله ششم: نگارش دریافت‏ها

مرحله هفتم: خواستگارى

مراحل آشنایى پیش از ازدواج

امام صادق(ع) به مردى که در آستانه ازدواج بود فرمود:

اُنظُر أیْنَ تَضَعُ نَفْسَکَ وَ مَنْ تشرکه فی مالِک و تطّلعُه على دینک و سِرّک…؛

قبل از آن‏که براى ازدواج اقدام کنى جوانب کار را با دقّت بررسى کن و ببین که مى‏خواهى خودت را در چه موقعیّتى قرار بدهى و چه کسى را شریک مال خود مى‏سازى و چه کسى را نسبت به اعتقادات و اسرار خود، آگاه مى‏کنى؟! (۱)

در فصل قبل به این نتیجه رسیدیم که شناخت دقیق و انتخاب آگاهانه و با اختیار و آزادى، اساس ازدواج پایدار و موفق است. حال در پى پاسخ به این سؤال هستیم که چگونه به چنین شناختى برسیم و زندگى نوین همراه با خوشبختى را پى‏ریزى کنیم.

براى دستیابى به شناخت صحیح نسبت به طرف مقابل و چگونگى شکل‏گیرى خانواده جدید، مراحلى به ترتیب زمانى و منطقى با شرح لازم پیشنهاد مى‏شود تا در دو دوره قبل و بعد از خواستگارى اجرا شود.

قبل از بیان مراحل، تذکر چند نکته ضرورى است:

مراحل آشنایى طرفین، در ضمن دیگر مراحل مقدماتى ازدواج بیان شده‏است تا مطالب از جامعیّت نسبى برخوردار شود.

به حسب ترتیب زمانى و منطقى، ورود به هر مرحله جدید، منوط به موفقیت مرحله قبل است.

مى‏توان ادّعا کرد که دین اسلام، به طور منحصر به فرد، براى حیثیّت شخصى و خانوادگى آحاد جامعه، حرمت و قداست فراوانى قائل شده و بسیارى از مقررات را بر محور حفظ آبروى اشخاص استوار کرده‏است و از آن‏جا که ممکن است یکى از طرفین به هر دلیلى از ادامه مراحل منصرف شود؛ پس سزاوار است که اولیاى طرفین زمینه‏هایى فراهم آورند که حتّى‏المقدور همه مراحل آشنایى در فضایى محرمانه‏تر و به دور از دید و نظر همسایه‏ها و دیگر بستگان طى شود و همه یافته‏ها را «راز ناگفتنى» قلمداد کنند.

گفتنى است رعایت کتمان، با نظرخواهى و مشورت که از جایگاه برجسته‏اى در تشکیل خانواده برخوردار است، منافاتى ندارد.

اساس این نوشتار برمعرفى فرهنگ «بایسته و شایسته» اسلامى درخصوص تشکیل خانواده است نه ارائه گزارش از «آنچه هست». پس غیرمتداول بودن و سابقه نداشتن بعضى مراحل در فرهنگ کنونى جامعه نباید ما را نسبت به حقانیت و تأثیر آن مرحله دچار تردید کند.

دوره پیش ز خواستگارى

مرحله اوّل: کسب دانش خانوادگى

ولاتَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ…؛

چیزى را که به آن علم ندارى، دنبال مکن. (۲)

برحسب کلام خداوند که پیروان خود را از اقدام ناآگاهانه برحذر مى‏دارد و آنان را به سوى «علم» فرا مى‏خواند، بر هر دختر و پسرى لازم است که با مطالعه کتاب‏هاى معتبر و دریافت تجربه‏هاى موفق دیگران در زمینه «خانواده» و شرکت در جلسات آموزشى، خود را به روشنایى دانش برسانند و از تاریکى‏هاى جهل و تقلید و الگو پذیرى‏هاى باطل برهانند.

دختر و پسرى که جایگاه با اهمیت خود را در خانواده بشناسند و از حقوق خانوادگى و احکام ویژه آن و نیز از وظایف خود نسبت به طرف مقابل و «بایدها و نبایدها»ى دوره «آشنایى اوّلیّه تا فرزنددارى» آگاه باشند، کم‏تر دچار شکست خواهند شد.

جوانى که علت‏ها و عوامل موفقیت یا تلخ کامى‏هاى خانوادگى را مى‏داند. و تجربه دیگران را محترم مى‏شمارد، مى‏تواند قدرت تجزیه و تحلیل امور خانوادگى و پیش‏بینى خطرهاى احتمالى را در خود قوى سازد و از ابتدا راه عذرهاى غیر موجّهى همچون «نمى‏دانستم»، «گول خوردم»، «کسى به من گوشزد نکرده بود»، «فکرش را نمى‏کردم»، «اى کاش…» را به روى خود ببندد و با درایت و هوشیارى، قدم به مراحل تشکیل خانواده بگذارد.

در پرتو همین آگاهى، جوان مى‏تواند معیارهاى متناسب با موقعیت خود را براى گزینش همسر تعیین و فهرستى از شرایط، شاخص‏ها و بایستگى‏ها را فراهم کند که در مرحله دوم به توضیح آن مى‏پردازم.

به دوستان جوان توصیه مى‏شود علاوه بر افزایش سطح آگاهى نسبت به کلّیّات معارف اسلامى و اخلاق اجتماعى و مطالعات سیاسى – اجتماعى، به بررسى ارزش و ضرورت خانواده، هدف از تشکیل خانواده، وضعیّت خانواده در اسلام و جوامع غیر اسلامى، علل طلاق و ستیزهاى زناشویى، ضرورت ازدواج، اهداف و مزایاى ازدواج، عوامل موفقیت ازدواج، (۳) تأثیر بزرگان خانواده و استقلال رأى، مَهر، (۴) جهیزیه، شیوه صحیح خواستگارى، حقوق زن و شوهر در مراحل قبل از عقد و در حین عقد و پس از آن، (۵) متن عقد و سند ازدواج، (۶) شروط ضمن عقد، (۷) تمهیدات پذیرش فرزند، صله رحم و دیگر امور ذى ربط بپردازند.

مرحله دوم: تعیین معیار

داشتن هدف مشخص، لازمه زندگى هر موجود زنده است؛ ولى در تبیین جایگاه «معیار»، به نظر مى‏رسد همان‏گونه که هر کارفرما براى تهیه واحد مسکونى، کمّ و کیف ساختمان مطلوب خود را براى معمار بیان مى‏کند تا معمار بر طبق همان نیاز و سلیقه عمل کند، در تشکیل خانواده نیز لازم است طرفین، نوع نیاز و سلیقه شخصى را به صورت شفّاف و به عنوان شاخصِ مطلوبیت تعیین کنند و براساس همان شاخص‏ها حرکت را از نقطه «زندگى‏مجردى» آغاز و تا مقصد «زندگى خانوادگى» ادامه دهند.

تعیین شاخص براى گزینش همسر، همانند داشتن چراغ روشن براى وسیله نقلیه در جاده تاریک است که عموماً اولیا و به خصوص جوانان نسبت به جایگاه این دو عنصر (هدف و معیار) در سرنوشت انسان بى‏توجه‏اند؛ زیرا چه بسیار خانواده‏هایى تشکیل مى‏شود که طرفین یا هدف مشخّصى از ازدواج ندارند و یا در اثر نداشتن معیار روشن، به صورت تصادفى در زیر یک سقف قرار مى‏گیرند و در نتیجه، از استحکام لازم برخوردار نیستند و باکوچک‏ترین لغزشى سقوط مى‏کنند. بنابراین، ازدواجى که فقط با معیار ناقص «زیبایى» یا «تمکّن مالى» شکل گرفته باشد، به پایدارى و موفقیت آن چندان امیدى نیست.

«معیار» در همه ابعاد زندگى دختر یا پسر قابل تعیین است؛ از جمله نسبت به میزان تدیّن، افکار سیاسى – اجتماعى، فرهنگ ملى و اقلیمى، اصل و نسب خانوادگى، خُلق و خو، سطح تحصیلات، توانمندى‏هاى فنّى – هنرى، اندام و ظواهر جسمى، سن و سال، (۸) تمکّن مالى، خویشاوند یا غیر خویشاوند بودن، شغل، اعتبار خانوادگى و اجتماعى، سلیقه‏ها، خانه دارى، نحوه معاشرت، حساسیت‏ها، عواطف و غیره. پس سزاوار است هر جوان (دختر و پسر) از روى تدبیر و مآل اندیشى، با مطالعه کتاب‏ها و منابع معتبر و نیز مشورت و بهره‏گیرى از تجربه‏هاى دیگران، در هر یک از ابعاد زندگى طرف مقابل، داراى معیار باشد، تا همسر آینده خود را بر طبق همان معیارها گزینش کند.

براى عملى کردن این مرحله، هر یک از ابعاد ذکر شده را بر روى صفحه نوشته و خواسته‏هاى خود را پیرامون آن موضوع، مشخص مى‏کند؛ مثلاً در موضوع «میزان تدیّن» مى‏نویسد:

- همسرم باید کسى باشد که از روى عمد، کار واجب مثل نماز و روزه را ترک‏نکند؛

- دانسته و عمداً مرتکب گناه نشود؛

- طهارت و نجاست را رعایت کند؛

- در مسائل شرعى از مرجعى مشخّص تقلید کند؛

- از مصرف کردن اموال دیگران به خصوص اگر ناراضى باشند اجتناب کند؛

- اهل دروغ و غیبت نباشد؛

- مقیّد به پرداخت خمس و زکات باشد؛

- در آمد حلال داشته باشد.

یا پسر در زمینه «شغل»، یکى از گزینه‏هاى زیر را مى‏نویسد:

- دوست دارم همسرم به صورت پاره وقت در بیرون از منزل کار کند؛ امّا در محیطى که همه همکارانش زن باشند؛

- دوست دارم خانم در داخل منزل، فعالیت در آمدزا داشته باشد؛

- دوست دارم همسرم فقط به تحصیلات علمى بپردازد تا سطح آگاهى او افزایش یابد.

همچنین دختر نسبت به شغل همسر آینده، یکى از موارد زیر را انتخاب‏مى‏کند:

- اگر همسرم کارمند دولت باشد بهتر است؛

- همسرم نظامى باشد؛

- چند شغلى نباشد؛

- شغلى که زمان آن محدود به ساعاتى از روز باشد؛

- شغل، آزاد ولى شرافتمندانه و محترم باشد.

در تعیین معیار، چند نکته حایز اهمّیّت است:

۱٫ هیچ دختر و پسرى، خویشتن را کمال یافته نپندارد و از معایب خود غافل نباشد؛ زیرا به فرموده امام على(ع): «مِنْ أشَدِّ عُیُوبِ المَرْءِ أن تَخْفى‏ علیه عُیُوبُه؛ از بدترین معایب شخص این است که عیب‏هاى خودش را نشناسد». (۹)

۲٫ از آن‏جا که در زندگى «دنیا» همگى در مسیر «تکامل» (حرکت از نقص به سوى کمال) هستند، یافتن همسرى که از همه جهات، کمال یافته باشد، یا غیر ممکن است یا بسیار دشوار و طاقت فرسا. یکى از محققان در مقاله‏اى مى‏نویسد:

غالب دختران و پسران جوان به دنبال همسرى مى‏گردند که از هر لحاظ به‏دلخواه آنان باشد. هیچ عیبى نداشته، سراپا حُسْن باشد؛ همسرى که سال‏ها در رؤیاهاى‏شان با او زندگى کرده و از بودن با او لذّت برده‏اند.

این قبیل آرمان گرایى در ازدواج، مخلّ بهداشت روانى و منشأ تنیدگى‏هاى فزاینده است. هم زن و هم شوهر بایستى این نکته را بپذیرند که همسر ایده‏آل اساساً وجود ندارد. هر کس داراى یک سلسله ویژگى‏هاى خوشایند و یک سلسله ویژگى‏هاى ناخوشایند (آن هم از زاویه دید ما) است و ما باید تصمیم بگیریم که آیا ویژگى‏هاى مثبت او از دید ما بر ویژگى‏هاى منفى برترى دارد یا نه. بدین ترتیب، انتظار ما از همسرمان کم‏تر شده، توقعاتى از همسرمان خواهیم داشت که او قادر به برآوردن آن‏هاست. (۱۰)

۳٫ وجه مشترک همه معیارها، تشابه، جور بودن و هم سطح بودن طرفین است که در متون اسلامى، از آن به «کُفوِیَّت» تعبیر شده‏است. محقق نامبرده در مقاله‏اش مى‏نویسد:

دختر و پسر بایستى از جنبه‏هاى مختلف با یکدیگر تشابه داشته باشند تا زندگى آن‏ها خوشایند و با دوام باشد. در زیر به پاره‏اى از این وجوه تشابه اشاره مى‏کنیم:

۱٫ مذهب؛

۲٫ فرهنگ؛

اگر دختر در خانواده‏اى بزرگ شده باشد که واجد ویژگى «زن سالارى» باشد و مرد در خانواده «مرد سالار» تحول یافته باشد، امکان زندگى خوشایند و مداوم کاهش مى‏یابد….

مردى که به خرافات خاص یک فرهنگ اعتقاد دارد نمى‏تواند زندگى راحتى داشته باشد؛ مگر این‏که با دخترى که داراى باورهاى مشابهى است ازدواج‏کند.

۳٫ ویژگى‏هاى جسمانى از نظر رنگ پوست، قد و غیره؛

۴٫ تحصیلات؛

۵٫ طبقه اقتصادى – اجتماعى؛

هر چه سطح اقتصادى دو خانواده دختر و پسر به هم نزدیک‏تر باشد، امکان بروز تنیدگى‏ها بیش‏تر کاهش مى‏یابد….

۶٫ هوش؛

۷٫ سنخیّت شخصیّتى. (۱۱)

کارشناس ارشد علوم تربیتى و مشاوره، آقاى محمدباقر نظرى، در همین خصوص مى‏گوید:

ازدواج، پیوند دو انسان است و آن‏دو باید در فرهنگ، اقتصاد، اندام، محیط زندگى، سواد و غیره با هم سنخیّت داشته باشند و این درسى است که «طبیعت» به ما مى‏دهد؛ زیرا در بین درختان میوه، آلبالو را به گیلاس پیوند مى‏دهند، امّا گردو با گیلاس قابل پیوند نیست؛ چون سنخیّت ندارند. این سنخیّتى که مورد تأکید اسلام است، عین عدالت است؛ زیرا به تجربه ثابت شده که ازدواج دو نفر با نداشتن سنخیّت، یا ازدواج ناپایدارى است و یا ثمره آن پیوند (فرزند)، ثمره مفیدى نخواهد بود.

یکى از کارشناسان ارشد روان‏شناسى در تحقیقى تحت عنوان «کبوتر با کبوتر، باز با باز» مى‏نویسد:

در تحقیقى که روى ۱۸۰۰ جوان انجام شد، این نتیجه به دست آمد که داشتن نگرش‏ها و ارزش‏هاى مشابه، جزء مهمى از روابط دوستانه و روبه رشد است؛ پرسش شوندگان در موضوع ازدواج پاسخ دادند ما سعى مى‏کنیم با فردى ازدواج کنیم که هر چه بیش‏تر شبیه خودمان باشد. (۱۲)

۴٫ هر چند که معیارها به حسب اختلاف سلیقه اشخاص، گوناگون است، امّا نباید از یاد برد که آن معیارها باید با وضع و موقعیّت فعلى سازگار باشد و از خیال بافى و ترسیم نقشه زندگى در فضاى رؤیایى و توأم با آرزوهاى دورودراز که احتمال تحقق آن ضعیف است، اجتناب شود. از امام على(ع) دراین خصوص روایت شده: «الْأَمَلُ خادعٌ غارُّ ضارُّ؛ آرزو، مکرکننده فریب‏دهنده زیان رساننده است». (۱۳)

۵٫ معیارها به شکلى تعیین شوند که در مرحله تحقیقاتِ میدانى، قابل بررسى و آزمون باشند؛ مثلاً «داشتن صفا و صمیمیّت» را نمى‏توان از معیارها برشمرد؛ چون قابل تحقیق نیست.

۶٫ به آداب و رسوم اصیل و سنت‏هاى جامعه احترام گذاشته شود و در تعیین معیارها دخالت داشته باشند؛ زیرا آن سنت‏هایى که به گفته علاّمه شهید مطهرى، از معالى اخلاق و مجاهدات و مبارزات گذشته و از خصایص مقدس انسانى و تلاش‏هاى او براى حاکم ساختن عدل و نیکى و (فضایل) نشأت گرفته‏اند، حاصلشان زنده ماندن و حرکت و رفاه و شکوفایى ملت‏هاست. برخلاف آن سنت‏هایى که از جهل و دنیاپرستى و روابط ظالمانه اجتماعى سرچشمه مى‏گیرند؛ که نتیجه آن‏ها عقب ماندن، انحطاط، تحمیق و اسارت مردم است. (۱۴)

۷٫ بناى زندگى ساده و داشتن خانواده‏اى به دور از تجمّل را براى خود ضرورى بداند و از ابتدایى‏ترین مرحله، خود را بدان ملزم ببیند.

آقاى رضا اصفهانى، با بهره‏گیرى از کلام پیامبر اکرم(ص) در نهج‏الفصاحه که مى‏فرماید: «آکُلُ کما یأکُلُ العَبدُ و أجْلِسُ کما یَجْلِسُ العَبْدُ؛ من مانند بردگان غذا مى‏خورم و مانند آن‏ها بر زمین مى‏نشینم»، مى‏نویسد:

برخى از مردم عادت کرده‏اند که زندگى تجمّلى داشته باشند و به همین جهت، از منزلشان، میهمانى‏هایشان، لباس و رفتار و دیگر مسائل زندگى‏شان همه جا تجمّل مشاهده مى‏شود و از آن ساده زیستى که در زندگى بى‏آلایش و با صفاى انسان‏هاى وارسته وجود دارد هیچ ندارند که هیچ، بلکه ساده زیستان را که در راهى جز راه آنان گام برمى‏دارند، با برچسب‏هایى همچون «بى‏تمدن»، «عقب افتاده» و مانند این‏ها، مورد تمسخر قرار مى‏دهند؛ حال آن‏که، آنان آن قدر در تجمّل پرستى خود غرق‏شده‏اند که معناى این تعبیرات را که بیش از هر کس شامل حال خودآن‏ها مى‏شود نمى‏فهمند؛ چون اگر معناى تمدن را مى‏فهمیدند مى‏دانستند که ساده‏زیستى، با تمدن منافاتى ندارد؛ و نیز مى‏دانستند که برچسب عقب افتادگى، شایسته خود آن‏هاست که براثر فرورفتن در زندگى تجمّلى و دل بستن به مظاهر مادّى، از کاروان تکامل انسانیت عقب افتاده‏اند. به هر حال، ساده زیستى شیوه مردان خداست؛ همچنان که تجمّل پرستى راه کسانى است که به خاطر دور بودن از معنویت، دل به دنیا بسته‏اند. (۱۵)

مرحله سوم: احراز آمادگى شخصى

لازم است جوان به رغم برخوردارى از سن بلوغ، آمادگى و صلاحیّت خویش را از جهات مختلف براى قدم نهادن به وادى ازدواج به اثبات رساند و توانمندى‏اش را در قبال پذیرش مسؤولیت خانواده احراز کند؛ که برجسته‏ترین جهات آمادگى عبارتند از:

- بلوغ فکرى و رشد عقلى؛

- سلامت روانى؛

- داشتن حدّاقل بیست سال سن؛

- نداشتن اعتیاد؛

- سلامت جسمانى مرتبط با تولید مثل؛

- توانایى اداره خانواده جدید (مدیریت خانوادگى)؛

- خدمت نظام وظیفه یا معافیت دائم (ویژه پسران)؛

- اشتغال (ویژه پسران).

مرحله چهارم: جست‏وجو و شناسایى ابتدایى

به اقتضاى طبع انسانى، پسر خانواده پس از احراز صلاحیّت، تصمیم به ازدواج گرفته و تقاضاى خود را مبنى بر همسر گزینى، در درجه اوّل به اطلاع اولیا رسانده و سپس با بستگان و – در صورت فقدان آن‏ها – با دوستان صمیمى‏خود در میان مى‏گذارد و از آنان در شناسایى همسر مطلوب خود استمداد مى‏جوید.

این روش، عاقلانه‏ترین و کارآمدترین شیوه ممکن است که هر جوان دوراندیش آن را بر مى‏گزیند و در کمال وقار و عزّت نفس و نیز با حفظ متانت و حیثیّت، مسیر خردمندانه را مى‏پیماید. او با صرف نظر از تعهّدات دینى، بلکه برحسب شرافت و غیرت و مردانگى، هیچ‏گاه حاضر نمى‏شود شخصاً در کوچه و بازار به امید واهىِ همسریابى، پرسه بزند و همچون صیادى در بوستان‏ها و معابر و محل تلفن عمومى به کمین دختران نشسته و در صورت امکان، با آنان به گفت‏وگو نشیند؛ زیرا:

جوانى که صلاحیت‏هاى لازم براى تشکیل خانواده را داراست، احساس بى‏نیازى کرده، هرگز تن به خفّت نفس نمى‏دهد تا ذلیلانه همچون گدایان در حضور دیگران زانو به زمین زند و همچنان‏که آن گدا «پول خُرد» طلب مى‏کند، او «زن» طلب کند؛ به‏ویژه اگر مورد تعرض و تمسخر و بى مهرى نیز قرار گیرد، که در این صورت، خود به مقام والاى انسانى خویش اهانت کرده است و از پیامبر اکرم(ص) در این خصوص روایت شده که فرمود: «لا یَنبَغی لمؤمن أن یُذِلَّ نَفْسَه؛ براى هیچ مؤمنى سزاوار نیست که خودش را نزد دیگران ذلیل کند». (۱۶) و «اُطْلُبُوا الحوائجَ بِعِزَّةِ الْاَنفس؛ نیازهاى خودتان را با عزّت نفس بطلبید». (۱۷)

جوان وارسته با در پیش رو داشتن «راه» خردمندانه، به «بیراهه» نمى‏رود. پس مى‏توان پى برد که بیراهه رفتن، از آنِ کسانى است که در گفتار خود مبنى بر تشکیل خانواده صداقت ندارند. آقاى رضا اصفهانى در توصیه اخلاقى خود مى‏نویسد:

اگر مى‏خواهید در کارهاى خود با ناکامى روبه‏رو نگردید، باید قبل از هر چیز راه ورود به آن کارها را بیاموزید و اگر آموختن آن، مدتى هم وقت شما را بگیرد باز وقتى حساب کنید مى‏بینید ضرر نکرده‏اید؛ چون وقتى انسان راه ورود به چیزى را یاد گرفت ممکن است موفقیتى‏را که شاید ده سال دیگر هم به دست نمى‏آورد در عرض یک ساعت به دست آورد … که امام على(ع) مى‏فرماید: «التدبیر قَبْلَ العَمَل یُؤَمِّنُ العِثارَ؛ عاقبت اندیشى درست پیش از عمل، از لغزش‏ها جلوگیرى مى‏کند». (۱۸)

جوان پاکدامن هرگز حاضر نیست عفّت عمومى و امنیت عمومى را براى نفع شخصى خود، مختل کند.

جوان خردمند مى‏داند که دختران عفیف به گفت‏وگوهاى خارج از محیط خانواده و دور از هدایت و اشراف اولیا، رضایت نمى‏دهند. پس ایجاد مزاحمت در مسیر زندگى آن‏ها عملى غیر انسانى است و بازى با احساسات دیگران نیز گناهى نابخشودنى است.

جوان دور اندیش به خوبى مى‏داند دخترى که به آسانى با مرد بیگانه به گفت‏وگوى خصوصى مى‏نشیند، شایسته همسرى نیست و همچنان‏که امروز از اعتماد اولیاى خود سوء استفاده مى‏کند، فردا نیز ممکن است به همسرخود خیانت کند و با دیگرى ارتباط مخفى برقرار سازد.

جوان نیکوکار به خوبى مى‏فهمد که اگر روزى با دخترى به خلوت بنشیند و یا تلفنى به صحبت بپردازد، قطعاً دیگر پسران هم به صورت تقلیدى از او الگو مى‏گیرند و با رواج یافتن چنین روابطى، جامعه دچار آن‏چنان فجایع انسانى نظیر قتل، خودکشى، آدم ربایى، ناامنى و فحشا مى‏شود که -به‏استناد آمار و ارقام و گزارش‏هاى خبرى – نظام ابرقدرت نیز از کنترل آن عاجز است.

به تعبیر یکى از مشاوران خانوادگى:

دختر فهیم مى‏داند که ازدواج تلفنى و خیابانى، در همان خیابان و تلفن به پایان مى‏رسد.

دختر و پسر خردمند به خوبى درک مى‏کنند که دو جنس مخالف، همانند دو جریان فاز و نول برق هستند که باید از مسیر سالم و در پوشش عایق بگذرند تا در جایگاه واقعى خود (نور افکن) به هم برسند و روشنایى بدهند. حال اگر در خارج از جایگاه اصلى به هم برسند، موجب اتصالى و فاجعه آتش سوزى خواهند شد. (۱۹)

پیرامون این مرحله، رعایت چند نکته، خالى از لطف نیست:

الف) از آن‏جا که یکى از عوامل اختلاف خانوادگى و تنش‏هاى زناشویى، ناهمگونى طرفین در زمینه «فرهنگ» است، توصیه مى‏شود که جوان براى حفظ سنخیّت و کُفویّت، در محدوده‏اى به تفحّص و شناسایى بپردازد که از لحاظ فرهنگ، آداب و رسوم خانوادگى و شرایط اقلیمى با محدوده زندگى او و خانواده‏اش همخوان و هم افق باشد؛ مثلاً پسندیده نیست که جوان آذرى در سیستان و بلوچستان به تفحّص بپردازد.

ب) بیش‏تر معیارها برحسب ذوق، احساسات و جنبه‏هاى روانى و فکرى هر شخص تعیین مى‏شود و قابل دیکته کردن یا تحمیل و تقلید نیست؛ و آنچه در روایات دینى درباره ویژگى‏هاى همسر شایسته بیان شده، توصیه‏هایى است که جنبه مشورتى دارد و کاملاً راهگشاست.

«مدل رفتار»، عنوان قطعه ادبى – تربیتى دیگرى است از حجةالاسلام و المسلمین آقاى جواد محدّثى که پایان بخش این مرحله خواهد بود. (۲۰)

نقاشى را از روى «مدل» مى‏کشند؛

و خط را از روى «سرمشق» تمرین مى‏کنند؛

خیّاطها، براى بریدن پارچه و دوختن لباس، به «الگو» نگاه مى‏کنند؛

و معمارها براى ساختن ساختمان، «نقشه» را مرتّب باز مى‏کنند و طبق آن کارمى‏کنند؛

بنّاها هم، پیوسته «تراز» و «شاقول» را به کار مى‏گیرند تا دیوارى که بالامى‏آورند، کج و ناصاف نباشد.

این‏همه دقّت براى چیست؟

هم جلوى اشتباه و اسراف و حیف و میل شدن مصالح و ابزار و پارچه و امکانات را مى‏گیرد، هم ضریب «صحّت عمل» و «دقّت کار» را بالا مى‏برد و …. چه‏کارى عاقلانه‏تر از این؟

نه ما کم‏بهاتر از «پارچه» و «آجر» و «صفحه» ایم،

نه شکل دادن به روح و روان و منش و اخلاق ما، کم اهمّیّت‏تر از خیّاطى، بنّایى، خطّاطى و نقّاشى است.

پس، بجاست که ما هم در «چگونه بودن» خودمان، طبق الگو و مدل کار کنیم.

رفتار و روحیّات ما نیز باید با ملاک و معیارى، سنجیده و تراز شود، تا «خشتِ اوّلِ» تربیتِ روحى ما، کج گذاشته نشود، و گرنه، تا ثریّا دیوار وجودى ما کج بالا مى‏رود.

و احتمال سقوط دیوار کج بسیار است.

از قدیم هم گفته‏اند که: «بارِ کج به منزل نمى‏رسد»؛

مراقبتى دائمى و مواظبتى پیوسته لازم است.

چرا بنّاها، هر ردیف که کار مى‏کنند، تراز مى‏گذارند، تا از میزان بودن کار خویش، اطمینان پیدا کنند؟ زیرا اگر کنترل نکنند و چند ردیف، اشتباهى ساخته شود، هم خراب کردنش سخت‏تر است، هم خسارتش بیش‏تر، هم معطّلى‏اش افزون‏تر!

از کجا که فکر و عملمان، روى «اصول» و «موازین» است؟

از کجا که رفتارمان، از دید عقل و شرع، «استاندارد» است؟

چگونه بودن خودمان را با کدام سرمشق، تطبیق مى‏دهیم؟

خصلت‏ها و خصوصیّات اخلاقى ما را، کدام دستگاه، کدام مدل، کدام الگو و کدام میزان، چک مى‏کند و سلامت و صحّت آن را تضمین مى‏نماید؟

حضرت عبدالعظیم حسنى(ع)، که بارگاهش در شهر رى است، عقاید و افکار خویش را بر امام عسکرى(ع) عرضه کرد، تا مطمئن شود «باور»ها و «معتقدات» او، درست است. امام هم صحّت عقایدش را تأیید کرد.

این‏که انسان خودش را به یک «معیار» و «الگو» عرضه کند، هم در زمینه‏هاى فکرى است، هم روحى و اخلاقى، هم دیدگاه‏ها و مواضع سیاسى، هم عملکردها و رفتارهاى اجتماعى. هیچ کس هم از این کار، بى‏نیاز نیست.

مگر آنان که خودشان به مرحله‏اى رسیده‏اند که «میزان» شده‏اند.

به على(ع) چنین سلام مى‏دهیم که: «السلام علیک یا میزان الأعمال».

وقتى آن حضرت، مدل و ملاک باشد، دیگران را با او مى‏سنجند، تا میزان و مرتبه مسلمانى، اخلاق، اخلاص، حق گرایى، عدالت‏خواهى، آخرت جویى، خداطلبى، بندگى و وارستگى آنان روشن شود.

چه کسى جرأت آن را دارد که بگوید: من هر چه مى‏گویم، هر چه مى‏کنم، هرگونه که هستم، همان است که «باید باشد»!…

مگر آن‏که «معصوم» باشد.

و امثال ماها، معصوم نیستیم، پس محتاج آنیم که همه روزه و همیشه، خودمان را با «اسوه‏هاى کمال» و «الگوهاى انسانیّت» و حقیقت‏هاى مجسّم بسنجیم و مقایسه کنیم و مطمئن شویم که راهى را که مى‏پوییم، همان است که باید باشد، و رو به سوى مقصد است، نه پشت به هدف!

و گرنه، اگر روزى بفهمیم که تا این‏جا که آمده‏ایم، راه را عوضى و جادّه را اشتباه طى کرده‏ایم، با کدام نیرو مى‏توانیم برگردیم و گذشته را جبران کنیم؟

جلوى «ضرر» را از هر جا که بگیرند، «نفع» است ….

مرحله پنجم: هماهنگى با اولیا (نظارت و هدایت خانواده)

«اسلام» در بُعد اجتماعى، دینِ همبستگىِ خانوادگى و اُلفت عشیره‏اى است که با توصیه‏هاى مؤکّد بر بزرگداشت مقام پدر و مادر، احترام به بزرگ‏ترها و دید و بازدید خویشاوندان، پیروان خود را از پراکندگى، فردگرایى و انزوا بر حذر مى‏دارد. همان‏طور که بخش وسیعى از احکام و مقررات اسلامى با رویکرد تثبیت و استحکام «خانواده» وضع شده‏است؛ زیرا:

- خانواده، واحد بنیادى جامعه است؛ (۲۱)

- خانواده، آمادگاه چگونه زیستن در جامعه بزرگ‏تر است؛

- خانواده، محل نشو و نموّ جسمانى و رشد و تعالى روحانى است؛

- خانواده، آرام بخش دائمى و عامل اساسى تسکین روح و روان و زُداینده کدورت‏ها و جبران کننده ضعف‏هاى عاطفى جامعه است.

- خانواده، بزرگ‏ترین حامى مالى و پشتوانه قوى و مستمر اقتصادى افراد جامعه است.

- خانواده، به انسان شخصیّت، عزّت، شرافت، اعتبار و حیثیّت اجتماعى مى‏بخشد.

- در خانواده است که نقاط قوّت و ضعف هر شخص به‏طور محرمانه و محترمانه شناسایى و ارزیابى شده و به دور از افشاگرى و هتک حرمت، نقایص آن ترمیم مى‏شود.

- در خانواده است که انسان هویت خویش را باز مى‏یابد و آینده خود را برهمان اساس پى‏ریزى مى‏کند.

- خانواده، ملجأ افراد جامعه بوده و تنها دژ مستحکمى است که اعضاى خود را از هرگونه خطر و آسیب مصون مى‏دارد.

- خانواده، یگانه کانون تجمّع است که اعضاى آن، بى‏چشمداشت مادّى، با یکدیگر در ارتباط بوده و در غم و شادى هم، بى‏تظاهر، شریکند.

- رابطه بین اعضاى خانواده، عمیق، فطرى، مستحکم و پایدار است و با عواطفى سرشار بنا نهاده شده‏است…. (۲۲)

- خانواده، محل شکل‏گیرى ارزش‏ها، وجه نظرها و باورهاى مختلف عقیدتى، سیاسى و غیره است. (۲۳)

- خانواده، نیاز به هم زیستى انسان‏ها را تأمین مى‏کند.

- خانواده، کانون نوع دوستى، تکریم شخصیّت و بروز استعدادهاى معنوى است.

و بالأخره، خانواده مرکز ثقل تحرّکات افراد جامعه و تنها قرارگاه مرکزى انسان‏ها در گردونه زندگى است که فرار از آن و بریدن از خانواده، سقوط و تباهى همیشگى را در پى دارد.

پس با اذعان به این نکته مهم که شناخت طرفین پیش از مرحله خواستگارى، ضرورت انکار ناپذیر است، جا دارد که دختر و پسر جوان، درخواست آشنایى از طرف مقابل را به سمت خانواده سوق دهند و خط آشنایى با دیگرى را از ابتدا بر روى محور مستقیم خانواده رسم کنند و از ایجاد زاویه‏اى هر چند کوچک، همانند گفت‏وگوى پنهانى تلفنى و غیره اجتناب ورزند و با صبر، متانت، بردبارى و وقار که مطلوب همه جوانان است اجازه دهند تا اوّلین گفت‏وگوها و ملاقات‏ها و مراحل ابتدایى آشنایى، به‏صورت محرمانه و خصوصى امّا با هدایت و نظارت و هماهنگى اولیا و درپرتو نور خانواده طرفین شکل‏گیرد. با این توجه که با همفکرى اولیا و مشورت اهل نظر، خود تصمیم بگیرند و خود، همسر آینده را گزینش کنند.

براین شیوه که روش میانه‏اى است بین دو روش افراط و تفریط (ازدواج تحمیلى و ازدواج ولنگارى)، فواید قابل توجّهى مترتب مى‏شود؛ از جمله:

دختر و پسر مى‏توانند به دور از هر نوع ترس، اضطراب، احساس گناه و جرم اجتماعى، سرنوشت سرشار از اطمینان و عشق را براى آینده خود رقم‏بزنند.

حیثیّت اجتماعى و خانوادگى هر دو طرف، براى همیشه محفوظ مى‏ماند؛ و همراهى خانواده موجب آرامش خاطر آن دو و افزایش اعتبار آن‏ها خواهد شد.

دختر و پسر مى‏توانند در سایه این هماهنگى، از مساعدت‏هاى فکرى و مالى بزرگ‏ترها و تجربه خانواده و نظرهاى خیرخواهانه و مصلحت آمیز آنان بهره‏مند شده و به راحتى به خواسته‏هاى منطبق بر معیارهاى از پیش تعیین شده خود، دست یابند.

با فراغت و مدت زمان بیش‏ترى، دوره آشنایى را مى‏گذرانند.

دختر و پسر با هدایت کردن جریان آشنایى همدیگر به سوى خانواده‏هاى خود، مراتب سپاس خویش را از زحمات بى‏دریغ اولیاى خود اعلام داشته و به صورت عملى به شخصیّت والاى آن‏ها ارج مى‏نهند و حضور آنان را در صحنه، مغتنم مى‏شمارند.

دختر و پسر با حرکت در این جاده وسط، از خطر تصمیم‏گیرى احساساتى و هیجانى مصون مى‏مانند.

هر یک از دختر و پسر با حفظ احترام متقابل و رعایت جنبه‏هاى حقوقى و شخصیّتى، مراحل آشنایى را مى‏گذرانند.

با شیوع این روش، فضاى جامعه از آلودگى‏هاى اخلاق جنسى پاک شده و امنیت نوامیس جامعه تهدید نمى‏شود.

طرفین مى‏توانند با اِعمال این شیوه، میزان اهتمام و صداقت و جدّیت یکدیگر را نسبت به پیشنهاد ازدواج بیازمایند؛ زیرا چه بسا «ازدواج» هر چند که موضوع حق و مطلوبى است امّا به ناحق، به صورت طعمه‏اى براى صیادان در مى‏آید، و با استفاده از ساده دلى، تطمیع پذیرى و زودباورى طرف مقابل و با خروج زیرکانه و تدریجى از روند «آشنایى تا ازدواج»، به هوسرانى و ارضاى تمایلات به صورت نامشروع دست مى‏یازند .

کلام استاد محترم آقاى جواد محدّثى تحت عنوان «پشت نقاب خنده» مى‏تواند زینت بخش این مرحله آشنایى قرار گیرد. (۲۴)

تنها کودکان نیستند که در کوچه و خیابان، «ماسک» مقوّایى به صورت مى‏زنند و چهره واقعى خود را پشتِ آن پنهان مى‏کنند.

از این نقاب‏ها فراوان است،

در اداره و بازار و محلّ کار و محلّه زندگى؛

چهره‏ها، همیشه نشان دهنده باطن نیستند.

در پشت قیافه‏هاى خندان، گاهى «غمى سنگین» خفته است،

پشت چهره‏هاى متبسّم، گاهى «عداوت»، نهفته است و «شرارت» پنهان است!

اگر نگاه انسان، «درون‏نگر» باشد،

اگر دید انسان، قدرت تشخیص ماسک و چهره اصلى را داشته باشد، «زهرخند»هاى فراوانى را در وراى این قیافه‏هاى خندان و شکوفا خواهددید.

… «از شعله‏هاى پرتب و سوزانِ آفتاب‏

در روزهاى گرم،

از سینه کویر،

بسیار دیده‏ایم که روییده، یک سراب»

پس چرا سادگى؟ … چرا فریب خوردن از هر لبخند؟ چرا افسون شدن دربرابر یک احترام و ادب ظاهرى؟ و چشمکِ فریب؟

هیچ چیز به اندازه «صداقت» نمى‏ارزد.

هیچ گوهر، به قدر «وفا» قیمتى نیست.

امّا … مى‏بینید که این گوهرهاى ارزنده، در «بازار معاشرت»، بسیار کمیاب‏است.

چقدر قربانیان «ساده لوحى» را مى‏شناسید که «سراب» را به جاى «آب» پنداشته، در کویر سرگردانى و فریب، زندگى خود را باخته‏اند!

وقتى «عطر ایمان» از جمعى رمیده باشد، «عفونت دروغ» جاى آن را مى‏گیرد.

گاهى بعضى اشخاص، دروغگو نیستند، بلکه «دروغ مجسّم»اند، مایه شرم انسانیّت!

در دروغ آباد بى‏ایمانى، طبیعى است که اوضاع چنان باشد که:

«نشاط و شوق زندگى، ز چهره‏ها رمیده است …

خنده‏ها، «تصنّعى»،

سلام‏ها، ریا، فریب،

چهره‏ها، عبوس و غم‏گرفته، رنگ باخته‏

و سرگذشت تلخشان‏

که قصّه بلند و پوچ هرزگى است‏

- سر (گرفته) از سراب، جاى آب‏

و سرنوشت شرم و دردناکشان‏

- که داستان تلخ و زشت بردگى است‏

- ریشه‏ها دوانده در شراب خواب …»

ولى … آیا این همه چهره زندگى است؟ و چهره همه زندگى‏هاست؟ …هرگز!

کم نیست سلام‏هایى که پیام «محبّت» است،

و نگاه‏هایى که … پیک دوستى و صداقت است،

و دست‏هایى که با صمیمیّت به یارى دراز مى‏شود،

و حرف‏هایى که ریشه در «حق» دارد و عطر «معنى» مى‏افشاند.

اصلاً، زندگى به برکت نَفَس‏هاى پاک همین‏ها رونق دارد.

غرض آن‏که، نه هر لب که به خنده واشد، نشانه «پاک‏دلى» و «صفاى باطن» است،

و نه هر چهره متبسّم و خندان، گویاى عشق راستین و محبّت صادقانه است!

گاهى پشتِ خنده‏ها، «زهر» پنهان است.

این، همان «نیش» است که گشوده مى‏شود.

حیف است نام «لبخند» بر آن نهادن!…

محمّد(ص) همواره به روى یاران، «تبسّم» مى‏زد.

على(ع) پیوسته چهره‏اى «خندان» داشت.

امّا… ابوسفیان، نیش مى‏گشود، و پشت نقاب آن، یک دنیا «حقّه» و «کینه» و «زهر» و «نیرنگ» بود.

تا کى باید «شهد» و «شرنگ»، با هم اشتباه شود؟… تا کى؟

مرحله ششم: نگارش دریافت‏ها

امام صادق(ع) مى‏فرماید:

مَنَّ اللَّهُ على النّاسِ، بِرّهم و فاجِرِهم، بالکتابِ و الحسابِ ولولاذلک لَتَغالطُوا؛

خداوند بر تمام مردم نیکوکار و بدکار منّت گذاشت به واسطه قدرت نوشتارى و حساب‏گرى و اگر این دو نبود به اشتباه گرفتار مى‏شدند. (۲۵)

بر دختر و پسرى که پا به مرحله آشنایى مى‏گذارند لازم است که از ابتدایى‏ترین مرحله، با تشکیل پرونده‏اى ویژه، (۲۶) همه دریافت‏هاى عینى و شنیدارى و مطالعاتى را با توضیح لازم یادداشت کنند و آن دریافت‏ها عبارتنداز:

- نکته‏هاى مهم کتاب، مجلّه و روزنامه با ذکر مشخّصات منبع؛

- نکته‏هایى که از راه نظرخواهى و کسب تجربه و مشورت به دست مى‏آیند، با ذکر اسم مشورت شونده و زمان مشورت؛

- مشاهدات عینى از رفتار طرف مقابل خود، (۲۷) با ذکر زمان و مکان مشاهده؛

- گفته‏هاى طرف مقابل، با ذکر اسم، تاریخ و مکان؛

- اطلاعات به دست آمده از تحقیقات میدانى.

پرونده مزبور در مرحله جمع‏بندى و استنتاج نهایى، براى تصمیم‏آخر بهترین اثر خود را خواهد گذاشت و طرفین را از تردید و بن‏بست فکرى خارج کرده و روند ازدواج را تسریع و تسهیل مى‏بخشد. علاوه براین‏که همین نوشته‏ها مى‏توانند به عنوان «خاطرات»، براى انتقال تجربه به دیگران باقى بمانند. آقاى رضا اصفهانى در زمینه ضرورت نگارش مى‏نویسد:

غالب انسان‏ها به تصور این‏که خودشان مى‏توانند آگاهى‏ها را در حافظه خود نگهدارى کنند، از یادداشت کردن آن بر روى کاغذ خوددارى مى‏نمایند… تنها عامل خوددارى از یادداشت کردن، تنبلى و غرور است. آن‏ها باید قبول کنند که ذهن آن‏ها کامپیوتر نیست و آن‏ها داراى حافظه «ابن سینا» هم نیستند… و مدتى بعد متوجّه مى‏شوند که اگر آن را یادداشت کرده بودند، به چه فواید بزرگى مى‏توانستند برسند. (۲۸)

مرحله هفتم: خواستگارى

«خواستگارى» درخواست رسمى و قطعى ازدواج است که برحسب طبع انسانى، از سوى خانواده پسر صورت مى‏گیرد و این تصمیمى است که پسر پس از احراز آمادگى شخصى وطى مراحل پیشین آشنایى، اتخاذ مى‏کند.

در این مرحله، خانواده پسر به دیدار خانواده دختر رفته، از آن‏ها تقاضاى موافقت با پیشنهاد ازدواج مى‏کند و خانواده دختر ضمن موافقت کلّى، پاسخ قطعى و اعلان نتیجه نهایى را به آینده و پس از گذراندن مراحل بعدى موکول مى‏کند. این شیوه کاملاً با مقتضیات روانى و شخصیّتى دختر منطبق بوده و با وقار، حیا و کرامت وجودى او سازگار است و نشانه والایى مقام و ارزشمندى وجود او در زندگى اجتماعى و عظمت جایگاه و نقش او در جوامع بشرى است.

ناگفته نماند که پیش از اجراى این مرحله، لازم است به نحوى آمادگى دختر و خانواده و نیز احتمالِ موافقتِ آنان با اصل خواستگارى، احراز شود.

دوره پس از خواستگارى

مهدى رفیعى‏

مرحله هشتم: تحقیقات میدانى

تحقیقات میدانى، از جمله مراحل آشنایى است که پس از خواستگارى، ازسوى دختر و پسر و با هدف دستیابى به خصوصیات واقعى اخلاقى،رفتارى و فکرى طرف مقابل و نیز پى‏بردن به موقعیت شغلى،خانوادگى و اجتماعى یکدیگر و دیگر حقایق مؤثر در زندگى جدید، اجرا مى‏شود.

از آن‏جا که ضرورت «تحقیق» بر کسى پوشیده نیست، از اطاله کلام در این زمینه اجتناب کرده و به چگونگى اجراى تحقیق میدانى مى‏پردازم که دقّت و صحّت انجام آن، برتصمیم‏گیرى نهایى اثر مستقیم مى‏گذارد. تحقیق میدانى، به شکل‏هاى زیر صورت مى‏گیرد: (۱)

الف) گفت‏وگو با اشخاص مطلع؛

ب) تحت نظر گرفتن و مشاهده رفتار طرف مقابل؛

ج) دادن پرسشنامه به افراد مطلع و درخواست پاسخگویى از آنان.

توضیح شکل الف و ج

رعایت نکات زیر در گفت‏وگو یا تکمیل پرسشنامه، ضرورى به‏نظرمى‏رسد:

۱٫ گفت‏وگو، با اشخاص متعدد و مختلف صورت گیرد؛ اعم از خویشاوند، غیر خویشاوند، زن، مرد، پیر، جوان، دوست، همسایه و همسفر؛ زیرا هر چه بر تعداد افزوده شود، نتیجه تحقیق یقینى‏تر خواهد شد.

۲٫ سؤال شونده از کسانى باشد که مدّت قابل توجّهى با شخص مورد تحقیق، آشنایى و انس داشته و از آگاهى کافى نسبت به او برخوردار باشد.

۳٫ با هر یک از مصاحبه شوندگان به صورت منفرد و محرمانه گفت‏وگو شود و گفته‏هاى دیگر اشخاص، نزد مصاحبه شوندگان بازگو نشود.

۴٫ مصاحبه شونده را در آغاز گفت‏وگو نسبت به موضوع تحقیق توجیه‏کرده و به وى اطمینان لازم براى ابراز نظر داده شود؛ به خصوص نسبت به محرمانه ماندن مشخّصات و نظرهاى او.

۵٫ گفت‏وگو در محیطى آرام و دور از انظار عمومى و در فضایى دوستانه برگزار شود. پس مصاحبه به حالت سرپا و در جلوى درِ منزل و در جمع همکاران صحیح نیست.

۶٫ براى پیشگیرى از ابهام احتمالى و درک صحیح مطالب، پیشنهاد مى‏شود مصاحبه کننده دو نفر باشند و بهتر است یکى زن و دیگرى مرد باشد؛ و نکوتر آن‏که شخصِ همراه، از محارم و فردى همفکر و هم سلیقه باشد.

۷٫ به مصاحبه شونده تذکر داده شود که از بیان واقعیت‏ها دریغ نورزد؛ چراکه سرنوشت و زندگى، مسامحه را بر نمى‏تابد و بیان آن دسته از خصوصیّات و عملکرد فرد که در زندگى جدید اثر خواهد داشت جایز شمرده شده‏ (۲) و از موارد غیبت محسوب نمى‏شود.

۸٫ به مصاحبه شونده یادآور شویم که در وضعیت «مشورت» قرار دارد و لازم است به توصیه امام سجاد(ع) عمل کند که فرمود:

وَ حَقُّ المُسْتَشیرِ إنْ عَلِمْتَ أنّ له رأیاً أشَرْتَ علیه، و إن لم تَعْلَم أرْشَدْتَهُ إلى مَنْ یَعْلَمُ؛

و حق کسى که در موضوعى خواستار نظر مشورتى تو است این است که اگر در مسأله مورد نظرش چیزى مى‏دانى، با محبّت و یکرنگى، دانسته خود را در اختیارش گذارى و اگر چیزى نمى‏دانى، او را به کسى که داناست و لیاقت مشورت دارد راهنمایى کنى. (۳)

۹٫ لازم است پاسخ دهنده، پاسخ‏هاى مستند به واقعیّات را بیان کند و از جواب‏هاى حدسى، دو پهلو و ضدّ و نقیض بپرهیزد.

۱۰٫ همان‏طور که در عنوان گذشت، پاسخ دهنده مى‏تواند نظرهاى خود را یا به صورت شفاهى و در قالب گفت‏وگو ابراز کند و یا به صورت کتبى و در قالب پرسشنامه ارائه دهد.

۱۱٫ از مصاحبه شونده درخواست شود که جریان مصاحبه را محرمانه تلقى کند و از بازگو کردن آن نزد دیگران به‏ویژه طرف مورد تحقیق و خانواده او جدّاً خوددارى کند.

۱۲٫ محور گفت‏وگوها و پرسشنامه، خصوصیّات شخصى، اصالت خانوادگى و واقعیّات عقیدتى، اخلاقى و رفتارى مورد تحقیق (دختر یا پسر) در محیط خانواده و جامعه است و در قالب «نمونه سؤالات» زیر طرح مى‏شود: (۴)

- آیا از دوستى(همسایگى، همکارى) با او احساس رضایت مى‏کنید؟ از خانواده‏اش چطور؟

- آیا شما به عنوان یکى از بستگان، از او راضى هستید؟ از خانواده‏اش چطور؟

- شما او (و خانواده‏اش) را چگونه فردى (و خانواده‏اى) مى‏شناسید؟

- آیا او را دیندار و پایبند به موازین شرعى در حلال و حرام، طهارت و نجاست، محرم و نامحرم، واجبات و محرمات مى‏شناسید یا خیر؟

- او را فردى تندخو و بداخلاق مى‏شناسید یا ملایم و نرم خو؟

- آیا شما از او و خانواده‏اش، اختلاف و بگو مگو به یاد دارید؟

- او (یا خانواده‏اش) در محل به چه عنوانى اشتهار دارند؟ در بین همکلاسى‏ها و همکاران چطور؟

- آیا تاکنون از وى حرف رکیک شنیده‏اید؟ دروغ و بد قولى چطور؟

- او در وقت عصبانیت و ناراحتى چه‏کار مى‏کند؟

- در برابر مشکلات تحمل مى‏کند یا زود از کوره در مى‏رود؟

- منظم و با انضباط است یا خیر؟

- آیا فردى گوشه‏گیر است یا به راحتى با دیگران جوش مى‏خورد؟

- در جمع دیگران احساس مسؤولیت مى‏کند یا سعى مى‏کند کار را به دیگرى حواله دهد؟

- آیا فردى خود رأى است یا خیر؟

- آیا اهل نظرخواهى است؟

- با چه نوع افرادى رفت و آمد مى‏کند؟

- شما او را چکاره مى‏دانید؟ آیا نشانى محل کار او را مى‏دانید؟

- در جمع دیگران معمولاً از چه موضوعى بیش‏تر صحبت مى‏کند و به آن تمایل نشان مى‏دهد؟

- آیا به دوستى پایدار است یا دائماً دوستان او تغییر مى‏کنند؟ وفادار است یابى‏وفا؟

- آیا در صورت عملکرد ناپسند، عذرخواهى مى‏کند یا مغرورانه از کنار آن مى‏گذرد؟

- آیا او را فردى پر احساس و با عاطفه مى‏شناسید یا فردى خشن، جدّى و سخت؟

- آیا شوخ طبع است؟ پرحرف است یا کم حرف؟

- آیا شخصى رُک و صریح است یا اهل غیبت و یا تودار؟ با جرأت است یاترسو؟

- کم رو و خجالتى است یا خیر؟

- با بزرگ‏ترها چگونه برخورد مى‏کند؟

- نسبت به جنس مخالف (نامحرم) چه عکس العملى نشان مى‏دهد؟

- پوشش او (دختر) در کوچه و محل کار چگونه است؟

- وقار، شرم و حیاى او را چگونه مى‏بینید؟

- آیا با شما از عقاید دینى خود چیزى گفته است؟ نسبت به امور سیاسى چطور؟

- از نظر شما، برجسته‏ترین خصوصیت مثبت او کدام است؟

- برجسته‏ترین خصوصیت منفى او کدام است؟

- آیا در مراسم ملى، مذهبى و انقلابى شرکت مى‏کند؟

- آیا شما نحوه اقامه نماز او را دیده‏اید؟ به مسجدرفتن او را چطور؟

- به سر و وضع ظاهرى خود به چه میزان رسیدگى مى‏کند؟

- آیا او را فردى وسواسى و بدبین مى‏شناسید یا خیر؟

- آیا خانواده او «مرد سالار» است یا «زن سالار»؟

- آیا اهل موسیقى مبتذل و دیدن فیلم‏هاى غیر مجاز است؟

- آیا در میهمانى‏هاى مختلط شرکت مى‏کند؟

۱۳٫ تحقیقات میدانى درباره پسر یا دختر خویشاوند نیز به تمامى اجرا مى‏شود و نمى‏توان به صرف نزدیکى خانوادگى، از تحقیق چشم پوشید؛ زیرا نگرش‏هاى قبل از خواستگارى که حالت عادى دارد، با نگرش بعد از خواستگارى که نیازمند دقّت و حسّاسیّت ویژه است تفاوت دارد و هیچ گاه شناخت معمولى نمى‏تواند جایگزین شناخت عمیق و وسیع براى ازدواج شود.

۱۴٫ شکى نیست که همه انسان‏ها براى آگاه شدن از بعضى مطالب، به پرسیدن احتیاج دارند؛ ولى آنچه مهم است این که برخى از آن‏ها اوّلاً نمى‏دانند که چه چیزهایى را بپرسند و ثانیاً نمى‏دانند چگونه باید سؤال کنند تا پاسخ جواب دهنده، پاسخى دقیق و متناسب با سؤال باشد. بنابراین، هر وقت مى‏خواهید درباره چیزى سؤال کنید قبلاً فکر کنید که پرسش شما دقیق و دور از هر نوع ابهام باشد؛ زیرا به گفته رسول اکرم(ص) «حُسْنُ السؤال نِصْفُ العلم؛ خوب پرسیدن نصف آگاهى است». (۵)

بنابراین، براى تسریع و تسهیل در نتیجه‏گیرى، باید سؤالات مصاحبه، ریز، واضح و به دور از کلى گویى باشد.

۱۵٫ به لحاظ اهمّیّت نگارش و نظر به احتمال خطر فراموشى و اشتباه در داده‏هاى تحقیق میدانى، لازم است همه اطلاعات به دست آمده، به طور کامل و با ذکر مشخّصات لازم‏ (۶) ثبت شوند.

توضیح شکل ب

از آن‏جا که بخشى از خصوصیّات، قابل شرح و بازگو کردن نیستند و یا ممکن است پاسخ‏هاى مصاحبه شوندگان، در بعضى موارد رسا و کامل نباشد، و همچنین براى اتقان یافته‏هاى تحقیق، ناگزیر به مشاهده عینى طرف ازدواج از طریق تحت نظر گرفتن او هستیم.

«مشاهده» با رعایت موازین شرعى و در کمال پنهان‏کارى و فقط در حدّ ضرورت و نیاز اجرا مى‏شود و نباید موجب برانگیختن حسّاسیّت دیگران یاشخص مورد تحقیق شود.

مرحله نهم: گفت‏وگوى مستقیم دختر و پسر

پس از گذرِ موفقیت‏آمیز از تحقیقات میدانى، طرفین به گفت‏وگوى مستقیم مى‏نشینند و با دیدگاه‏هاى همدیگر درباره موضوعات مؤثر و دخیل در جریان زندگى جدید، آشنا مى‏شوند. در این نوع گفت‏وگو، اهداف زیر از سوى دختر و پسر تعقیب مى‏شود:

- تحصیل اطمینان از صحّت نتایج تحقیقات میدانى؛

- آشنایى با خصوصیّات ناگفته و ویژگى‏هاى پنهان روانى و اخلاق شخصى و خانوادگى؛

- آشنایى با برنامه‏هاى یکدیگر نسبت به اداره زندگى جدید، تعیین مَهر و دیگر مراسم ازدواج و شروط ضمن عقد؛

- آشنایى با عقاید دینى و آداب و رسوم همدیگر؛

- شناخت خانوادگى از حیث اصل و نسب، شغل، دیدگاه‏ها، نحوه اداره خانه، خانواده و غیره؛

- سطح سواد و مهارت‏هاى جنبى؛

- آگاهى از انگیزه و هدف و میزان اهتمام یکدیگر نسبت به تشکیل خانواده.

نحوه گفت‏وگوى طرفین

۱٫ زمان و مکان گفت‏وگو، از طریق اولیا و با اشراف آنان تعیین شود.

۲٫ گفت‏وگوها در طول چند جلسه استمرار یابد.

۳٫ محور گفت‏وگوها همان اهداف ذکر شده باشد و از پراکنده‏گویى پرهیزشود.

۴٫ نکات گفت‏وگوها یادداشت شده و در پرونده درج شود.

۵٫ طرفین، مطالب را به طور صریح و شفّاف و به دور از ابهام از یکدیگر بخواهند و مانع طفره رفتن دیگرى شوند.

۶٫ طرفین، زمان جلسات را منصفانه بین خود تقسیم کنند و هیچ‏یک راضى نباشند که تمام وقت جلسه را به خود اختصاص دهند و یا شنونده محض باشند.

۷٫ طرفین، گفت‏وگو را بر مبناى توانمندى‏هاى حقیقى و واقعیّت‏ها استوار سازند و به عبارت دیگر «خود را بیش از آنچه هستند معرفى نکنند؛ زیرا از امام على(ع) روایت شده که فرمود:

لا عَقْلَ لِمَنْ یَتَجاوَزُ حدَّه و قدْرَه؛

آن کس که از حد خود تجاوز کند بى‏خرد است. (۷)

۸٫ هر یک از طرفین، به هیچ نحو از اصول و مبانى عقیدتى، اخلاقى و فرهنگى خود که منطبق با دین اسلام و ارزش‏هاى انقلاب اسلامى و ملى است عدول نکنند و با زیر پا گذاشتن احکام، حقوق و قوانین، به طرف مقابل باج ندهند و بى تأمّل هر شرطى را نپذیرند.

۹٫ هر یک از دو طرف، مراقب باشند تا فضاى گفت‏وگو به دروغ، فریب، وعده‏هاى بى‏اساس، تظاهر، خیال بافى و احساسات آلوده نشود.

۱۰٫ طرفین ضمن صداقت در گفتار و رفتار، از منفى بافى و یا پرداختن صِرف به جنبه‏هاى منفى زندگى شخصى خود بپرهیزند تا موجب یأس و ملال طرف مقابل نشود. البته ابراز نکته‏هاى سرنوشت ساز و مؤثر در آینده مستثناست. در این مرحله بر هر دو طرف لازم است با صداقت، عیب‏هاى موجود در دستگاه تناسلى خود را در صورت وجود عیب، به آگاهى طرف مقابل برسانند و گرنه کتمان آن عیب‏ها موجب حق خیار فسخ عقد مى‏شود؛ یعنى طرف مقابل مى‏تواند عقد را باطل اعلام کند.

۱۱٫ طرفین ضمن دادن امید و اطمینان به آینده‏اى سرشار از شادابى و موفقیت، از ایجاد توقع و انتظار خوددارى کنند.

۱۲٫ طرفین در حین گفت‏وگو، از نحوه رفتار طرف مقابل غافل نباشند.

۱۳٫ طرفین مراقب باشند در حین گفت‏وگو، از سرشوق و رغبت یا از سر تنفّر حرفى بر زبان نیاورند که دال بر پاسخ قطعى آن‏ها باشد؛ بلکه با پرهیز از تصمیم شتاب آلود، پاسخ قطعى و اعلان نتیجه نهایى را به زمان دیگر (پس از اتمام مراحل آشنایى) موکول کنند.

۱۴٫ طرفین متعهّد شوند که به همه دریافت‏هاى شنیدارى و دیدارى به دیده امانت شرعى بنگرند و به شخص ثالث انتقال ندهند؛ خصوصاً در صورت انصراف.

۱۵٫ ممکن است هر یک از طرفین بخواهند شرط یا شروطى را در ضمن عقد ازدواج بگنجانند که در این جلسات مى‏توانند پیرامون کمّ و کیف آن به گفت‏وگو بپردازند. (۸)

۱۶٫ طرفین بدانند که بزرگ نمایى هر یک از خصوصیّات مثبت و منفى خود یا طرف مقابل، به سلامت فضاى تصمیم‏گیرى خلل وارد مى‏کند.

۱۷٫ هر چند این مرحله با اشراف اولیا اجرا مى‏شود، امّا براى ایجاد آرامش در هر دو طرف، توصیه مى‏شود که گفت‏وگو در فضایى محرمانه و خصوصى و بى‏حضور شخص ثالث به انجام رسد.

مرحله دهم: دیدار

بنیان خانواده بر «علاقه‏مندى» به یکدیگر نهاده شده و یکى از اسباب پیدایش آن، خوشایندى از ظواهر طرف مقابل است و ریشه بعضى از اختلاف‏هاى خانوادگى نیز تنفّر ناشى از ناخوشایندى است؛ بنابراین، دختر و پسر پس از آن‏که همدیگر را از جهات مختلف پسندیدند، بر طبق توصیه دین اسلام مى‏توانند با شرایطى با هم روبه رو شده تا از خصوصیّات ظاهرى یکدیگر، اعم از اندام، رنگ پوست و مو، چهره و سایر قسمت‏هاى مجاز، با «دیدن توأم با دقّت» آگاهى و اطمینان یابند و از پشیمانى یا دلسردى یا تفرقه احتمالى پیشگیرى نمایند.

هرچند نگاه کردن به جنس مخالف به عنوان نامحرم، در دین اسلام ممنوع دانسته شده‏است، امّا به دختر و پسرى که در آستانه ازدواج قرار دارند چنین اجازه‏اى به صورت استثنایى داده شده تا با دقّت، به ظواهر یکدیگر بنگرند و با سهولت بتوانند نظام زندگى مشترک را پى‏ریزى کنند و کانونى سالم براى تحقق اهداف بلند «انسان پرورى» تشکیل دهند.

حضرت امام‏خمینى(ره) در توضیح وجه شرعى این استثنا و شروط آن مى‏فرماید:

کسى که قصد ازدواج دارد مى‏تواند شخص مورد نظر خود را طبق شرایطى نگاه کند:

شرط اوّل: نگاه کردن از روى تلّذذ نباشد، هر چند که به‏طور طبیعى در اثر نگاه کردن تلّذذ حاصل مى‏شود.

شرط دوّم: نگاه کردن، موجب شناخت بیش‏تر نسبت به طرف مقابل گردد. احتمال افزایش شناخت نیز مُکفى است.

شرط سوم: ازدواج با آن شخص به صورت بالفعل ممکن باشد.

شرط چهارم: احتمال توافق بر ازدواج بین آن دو وجود داشته باشد؛ ولى اگر علم داشته باشد که زن، خواستگار را رد مى‏کند مشمول این جواز نمى‏گردد. (۹)

مرحوم شیخ طوسى، از فقهاى قدیم شیعه و متوفاى سال ۴۶۰ قمرى مى‏نویسد:

نگاه کردن به زنى که قصد ازدواج با او را داریم جایز است و مى‏توان به قسمت‏هاى مختلف بدن او به جز عورت نگاه کرد. دلیل شرعى ما در این مسأله، نظر همه فقهاى شیعه و روایات ائمّه اطهار است. (۱۰)

روایات متواتره‏اى براین جواز دلالت مى‏کنند؛ از جمله پیامبر اکرم(ص) در کلامى مى‏فرماید:

اذا أراد أحدُکم أن یتزّوج المرأةَ فلا بأس أن یُولِجَ بَصَرَه؛

هر گاه یکى از شما قصد ازدواج با زنى را داشت اشکالى ندارد که با دقّتِ تمام به آن زن بنگرد. (۱۱)

- مغیرة بن شعبه، زنى را خواستگارى کرده بود. پیغمبر(ص) فرمود: «اگرقبلاً او را مى‏دیدى امید سازش و توافق بیش‏تر بود».

- مردى از امام صادق(ع) پرسید «آیا جایز است مرد موى سر و زیبایى‏هاى زنى را که مى‏خواهد با او ازدواج کند ببیند؟» امام فرمود: «اگر منظور لذّت بردن نباشد (بلکه صرفاً اطلاع از خصوصیّات بدنى زن باشد) اشکال ندارد».

- در خبر دیگر از امام صادق(ع) سؤال مى‏کنند: «آیا جایز است زن بایستد تا مرد او را ببیند؟» امام(ع) مى‏فرماید: «آرى؛ بلکه پوشیدن لباس نازک هم در آن موقع مانعى ندارد». (۱۲)

چند نکته مهم

۱٫ جایز بودن چنین نگاهى مختص دختر و پسرى است که در حال گذراندن مراحل آشنایى براى رسیدن به هدف ازدواج هستند. پس برادر نمى‏تواند به جاى برادرش به دختر نگاه کند و مادر نمى‏تواند به جاى دختر به‏پسر (خواستگار) نگاه کند.

۲٫ ملاقاتى که براى این موضوع ترتیب داده مى‏شود حتماً در محیط خانواده و با هماهنگى و با اشراف اولیا برگزار شود.

۳٫ چون نگاه‏هاى مسموم و شهوت‏انگیز غالباً از سوى مردان صورت مى‏گیرد، به همین جهت در اکثر گفته‏هاى روایى و فتوایى به مردان خطاب شده است، و گرنه زنان، هم در حکم کلى‏ (۱۳) و هم در حکم استثنایى با مردان مشترک هستند. همچنان‏که مرحوم ابوالصلاح‏حلبى (۳۷۴-۴۴۷ق) مى‏نویسد:

زن نیز مجاز است تا صورت و اندام مرد را بنگرد و به او در حالات مختلف (ایستاده، راه رفتن و غیره) نظیر بیفکند. (۱۴)

و همچنین مرحوم علاّمه حلّى براین نظر است که:

زن مى‏تواند همانند مرد به صورت و دست‏هاى مرد به دفعات مختلف نگاه کند و به او در حال ایستاده و راه رفتن بنگرد. (۱۵)

۴٫ «جایز بودن نگاه، شامل مردى نمى‏شود که به طور مطلق قصد ازدواج دارد و با این نگاه‏ها در صدد تعیین همسر است» (۱۶) و به بیان دیگر، با این حکمِ جواز نمى‏توان به بهانه ازدواج، در کوچه و بازار و مجالس به هر زنى نگاه کرد و در صدد گل چین کردن برآمد و به گفته استاد مشکینى، کسى حق ندارد همه دختران را یک به یک از زیر نظر بگذراند و سراپاى همه را ورانداز کند تا یکى را در آن میان انتخاب کند. (۱۷)

۵٫ همه علماى دینى متفق هستند بر این‏که هر یک از دختر و پسر مى‏توانندبه‏طور مکرّر به نگاه کردن ادامه دهند تا بر خصوصیّات طرف مقابل آگاهى یابند. (۱۸)

۶٫ بر طبق نظرِ اجماعى علماى شیعه، جایز بودن نگاه به طرف مقابل، حق هر دو طرف است و مقیّد به اذن و رضایت طرف مقابل نیست؛ (۱۹) یعنى لازم نیست طرف مقابل راضى باشد یا اجازه بدهد.

۷٫ چون هدف از مجاز بودن نگاه، حصول اطمینان به سلامت جسمى طرف مقابل و یقین به مطلوبیت ظاهرى از حیث جمال و کمال جسمانى است، هر یک از طرفین مى‏توانند به قسمت‏هاى مختلف بدن یکدیگر، به جز عورت، نظر بیفکنند. (۲۰)

۸٫ توصیه فقها براى اجراى بند «۷» این است که دختر در چنین لحظه‏اى لباس نازک به تن داشته باشد. (۲۱)

۹٫ دختر و پسر در این مرحله تنها براى نگاه کردن مجازند؛ امّا هر نوع تماس بدنى آن دو و دست کشیدن به دست‏ها یا صورت یکدیگر جایز نیست. (۲۲)

۱۰٫ طرفین به دیده تحقیق به یکدیگر بنگرند نه به دیده شهوت.

۱۱٫ ممکن است در پى دیدار، یکى از طرفین ظواهر دیگرى را نپسندد و از ادامه مسیر منصرف شود که در این صورت مى‏تواند با توجّه به حریم شخصیّت و غرور طرف مقابل، انصراف خود را با ظرافت اعلان داشته و متعهّد شود که یافته‏هاى دیدارى را به عنوان «راز» کتمان کند.

مرحله یازدهم: آزمایش‏هاى پزشکى

برحسب قانون، (۲۳) یکى از مراحل مهم مقدمات تشکیل خانواده، انجام آزمایش‏هاى پزشکى – از سوى هر دو طرف – در خصوص اعتیاد، گروه خون، فرزنددار شدن و دیگر عوارض مزمن احتمالى است که باید با اهتمام ویژه به‏انجام رسد. پس مقتضى است که هر دو طرف به دیده تشریفات ادارى به آن ننگرند و نسبت به نتایج آزمایش‏ها و موارد آن‏ها بى‏توجّه نباشند.

مرحله دوازدهم: جمع‏بندى، استنتاج نهایى و اعلان نظر قطعى

روح این مرحله، «فکر» است، که امام على(ع) در ارزشمندى و کاربرى آن مى‏فرمایند:

بِالْفِکْرِ تَنْجَلی غَیاهِبُ الأُمُور؛

به کمک فکر، تاریکىِ کارها برطرف مى‏شود.

إذا قَدَّمْتَ الْفِکْرَ فی أفعالک حَسُنَت عَواقِبُک و فِعالُک؛

هر گاه فکر را در کارهایت به کار بندى، آن کارها نیکو به انجام مى‏رسد.

الفِکرُ فی الأمر قبلَ مُلابَسَتِه یُؤْمِنُ الزَّلَلَ؛

پیlibraryش از دست زدن به هر کارى، اندیشیدن، انسان را از لغزش ایمن مى‏دارد. (۲۴)

از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود:

فکرة ساعة خیر من عبادة سنة؛

یک ساعت فکر کردن، از عبادت یکساله بهتر است. (۲۵)

این مرحله، مرحله تصمیم‏گیرى نهایى است که در آن، همه داده‏هاى موجود در پرونده در دو ستون «مثبت» و «منفى» فهرست و طبقه‏بندى مى‏شوند؛ یعنى هر نکته‏اى که درباره طرف مقابل یادداشت شده و با موازین عقل و شرع مطابقت داشته و با اهداف و برنامه‏هاى آتى و معیارها و واقعیّات زندگى شخصى هماهنگ است، در قسمت «مثبت» نوشته مى‏شود و بقیه اطلاعات در قسمت «منفى».

آن‏گاه دو ستون را با هم مقایسه کرده و یکى از دو ستون را بر ستون دیگر ترجیح داده و بر مى‏گزیند و برطبق همان گزینش، نظر قطعى خود را مبنى بر قبول طرف مقابل یا ردّ او (موافقت یا مخالفت با ازدواج) اعلام مى‏دارد.

حال اگر جنبه‏هاى مثبت نسبت به جنبه‏هاى منفى فزونى داشت، به‏طور طبیعى جواب نیز مثبت خواهد بود؛ امّا باید براى حلّ و رفع جنبه‏هاى منفى که در طرف مقابل وجود دارد تدبیرى اندیشیده شود.

قابل ذکر است که نتیجه بخش بودن این مرحله، در گرو آرامش محیط تفکر، اجتناب از احساسات و اضطراب، دورى از تحمیل و فشار روحى و شتاب، همفکرى با اولیا و مشورت با اهل نظر است.

مرحله سیزدهم: آموزش زناشویى

به دوستان جوان از دختر و پسر توصیه مى‏شود بعد از عقد ازدواج دائم، با فراگیرى اطلاعات لازم در موضوعات ذیل، خود را براى ورود به زندگى مشترک آماده کنند و بیش از آن مقدارى که به جهیزیه، سالن جشن، مراسم و دیگر مقدمات مى‏اندیشند، به آموزش زناشویى اهتمام ورزند که اثر آن ماندنى‏تر است؛ و مقتضى است که دستگاه‏هاى ذى‏ربط دولتى نیز در نهادینه‏کردن این قبیل آموزش‏ها در سطح کشور اقدام کنند.

موضوعاتى که دختر و پسر باید فرا گیرند، عبارتند از:

الف) اخلاق خانوادگى که در بردارنده خُلق و خو و نوع رفتار هر یک از طرفین نسبت به یکدیگر و دیگران است و این موضوع از طریق اولیا و اهل‏نظر و استادان اخلاق و کتاب‏هاى معتبر (۲۶) قابل دریافت است.

ب) احکام فقهى – حقوقى که حاوى بایدها و نبایدها، مستحبات و مکروهات و دیگر آداب زناشویى و همچنین مقررات و ضوابط قانونى است که رعایت آن‏ها براى هر دو طرف الزامى است. این موضوع را مى‏توان از رساله فقهى مرجع تقلید و مجموعه قوانین منتشر شده از سوى وزارت دادگسترى و قوه قضائیه به دست آورد. (۲۷)

ج) توصیه‏هاى روانى – جنسى که مراکز رسمى «مشاوره خانوادگى» عهده‏دار ارائه آن هستند.

آخرین مرحله مقدماتى ازدواج را با آرزوى شادکامى، بهروزى، موفقیت،عزّت، عفّت، غیرت و سربلندى همه دختران و پسران مسلمان به‏پایان مى‏برم.

فاصله عقد و عروسى

هدف از ازدواج، علاوه بر فواید بى‏شمار مادّى و معنوى، تشکیل خانواده است تا نسل جدید تولید و پرورش یابد؛ امّا عدّه‏اى کم توجّه که گویى ازدواج را تنها در لذّت جنسى خلاصه مى‏کنند پس از عقد رسمى، مدتى طولانى را به نام «عقد بسته» یا «دوره نامزدى» مى‏گذرانند. آن‏گاه پس از گذشت چند سال تصمیم به عروسى مى‏گیرند؛ بى‏آن‏که براى این تأخیر عذرى موجّه داشته باشند و غافل از این‏که این مقدار فاصله زمانى بین عقد و عروسى اثرى نامطلوب در زندگى زناشویى و خانوادگى آنان خواهد گذاشت؛ از جمله:

- هیچ‏یک از دختر و پسر در فاصله عقد و عروسى نسبت به یکدیگر احساس مسؤولیت نمى‏کنند و تا زمانى که خود را وابسته به پدر و مادر خویش مى‏بینند براى رونق بخشیدن به زندگى مشترک جدید، تلاش قابل توجّهى از خود بروز نمى‏دهند؛ به بیان دیگر، پسر تا زمانى که دختر را به خانه خود نبرده‏است گویا او را زن خود نمى‏شمارد و در نتیجه از پرداخت نفقه دریغ مى‏ورزد. دختر نیز خود را در برزخى مى‏یابد که چگونه بین اطاعت از همسر قانونى خود و هماهنگى با او را با اطاعت از پدر و مادر خود جمع کند و ادامه این وضع براى هر دو نفر رنج‏آور است و در آینده، دختر بیش از پسر آسیب مى‏بیند.

- در صورتى که فاصله عقد و عروسى طولانى شود، عروسى زوج جوان از نشاط، طراوت، اشتیاق و تازگى برخوردار نخواهد بود و زندگى مشترک آنان تقریباً با سردى و بى‏میلى آغاز مى‏شود.

- در اثر طولانى شدن فاصله بین عقد و عروسى، احساسات و هیجان قبل از عقد فروکش مى‏کند و ممکن است معیارهاى یکى از دو طرف تغییر کند و توقعات و انتظارات جدید پدید آید که باعث خدشه‏دار شدن روابط صمیمى و عاشقانه دختر و پسر خواهد شد.

- طولانى شدن دوران نامزدى چه بسا موجب نگرانى و اضطراب دختر و خانواده وى شده و برخى بدگمانى‏ها را به همراه مى‏آورد؛ مثلاً آن‏ها مى‏توانند این تأخیر را نشانه پشیمانى داماد یا بى‏مهرى او بدانند؛ خصوصاً اگر داماد، ملاقات هفتگى را به ملاقات ماهیانه تبدیل کرده باشد.

- وقتى فاصله بین عقد و عروسى زیاد شود، در بیش‏تر موارد، بین خانواده‏هاى دو طرف اختلاف پدید مى‏آید. گاهى این اختلاف از آن‏جا ناشى مى‏شود که رفت و آمد بیش از حدّ متعارف داماد، خانواده دختر را خسته و آزرده مى‏سازد، به خصوص اگر داماد با دست خالى و بدون ابراز محبّت و باحالتى طلبکارانه و عیب‏جویانه به منزل دختر آمد و شد نماید؛ یا خانواده دختر، به بهانه فراهم نبودن جهیزیه، برقرارى مراسم عروسى را به تأخیر بیندازند.

- به همان مقدار که مراسم عروسى را به تأخیر مى‏اندازند، بچه‏دار شدن زوج جوان نیز به تأخیر مى‏افتد، غافل از این‏که زمان مفید و وقت مناسب بچه‏دارى، به خصوص براى زن، محدود به زمان خاصى است.

- وقتى بین عقد و عروسى فاصله زیادى واقع شود، به طور طبیعى بین دختر و پسر ارتباط جنسى برقرار مى‏شود و ممکن است در اثر جلوگیرى از انزال و یا به کارگیرى شیوه‏هاى پیشگیرى، به دستگاه تولید مثل آسیبى واردشود و در نتیجه، دیگر صاحب فرزند نشوند.

- در فاصله عقد و عروسى اگر اختلافى بروز کند به سرعت شدّت مى‏یابد و هر یک از طرفین به راحتى خود را در آستانه جدایى مى‏بینند و نه آن‏ها و نه‏دیگران، براى حلّ اختلاف از خود رغبتى نشان نمى‏دهند؛ در زندگى مشترک پس از عروسى اوّلاً، درباره هر مسأله‏اى دچار اختلاف نمى‏شوند و هر اختلافى نیز شدّت نمى‏یابد. ثانیاً، هر یک از طرفین در فرونشاندن اختلافات تلاش خواهند کرد و دیگران نیز به سرعت پا در میانى کرده تااختلافات آنان را حلّ کنند.

حال با توجّه به اثرهاى نامطلوب بیان شده و دیگر ضررهاى احتمالى، بهتر است فاصله میان عقد و عروسى تا آن‏جا که ممکن است، کوتاه‏تر شود؛ چنان‏که امام على(ع) و فاطمه(س) دو ماه پس از مراسم خواستگارى و عقد، مراسم عروسى را برگزار کردند. (۲۸)

فاصله عقد تا عروسى هر مقدار کوتاه‏تر باشد علاوه بر این‏که از بروز اثرهاى نامطلوب پیشگیرى مى‏کند، براى دستیابى هدفهاى زیر نیز کافى‏است:

- دوران «عقد بسته»، دوره تلطیف روابط دختر و پسر و ایجاد صمیمیّت است تا آماده همزیستى دائمى شوند.

- فاصله عقد تا عروسى فرصت مناسبى براى دختر و پسر است تا به دقّت با عواطف، حسّاسیّت‏ها و سلیقه‏هاى یکدیگر آشنا شوند و در نتیجه در ابتداى زندگى مشترک، با مشکلى مواجه نشوند.

استاد بزرگوار، آقاى ابراهیم امینى در این باره مى‏نویسد:

پسر و دخترى که تازه، ازدواج نموده‏اند باید در صدد شناخت اخلاق، رفتار، افکار و ساختار جسمانى و نفسانى یکدیگر باشند تا خودشان را براى سازش و تفاهم با شریک زندگى جدید آماده سازند؛ زیرا هر شخصى داراى ساختار جسمانى و اخلاقى ویژه‏اى است و جز پیامبران و معصومان، انسان بى‏نقص و عیب وجود ندارد؛ یکى نیرومند است یکى ضعیف، یکى زود رنج است یکى بى‏باک، یکى تند خو و پرخاشگر، یکى صبور و نرمخو،… مرد باید همسرش را بشناسد تا بفهمد چگونه با او رفتار کند تا از وجودش در زندگى مشترک خانوادگى بهره‏مند گردد و هم چنین زن باید شوهرش را بشناسد و بیاموزد که چگونه با او رفتار کند تا کانون خانواده را گرم و با صفا سازد. (۲۹)

- فاصله مزبور فرصت خوبى است تا هر یک از دختر و پسر پس از شناخت نقاط قوّت وضعف خود، کاستى‏هاى اخلاقى و شخصیّتى خود را برطرف سازند و استعداد خویش را شکوفا سازند.

- در این فاصله هر یک مى‏توانند آموزش‏هاى لازم را در زمینه روابط زناشویى، معاشرتِ خانوادگى، شیوه‏هاى محبّت و مدیریّت منزل فرابگیرند.

- در این فرصت، دختر و پسر و خانواده‏هاى آنان براى برگزارى مراسم عروسى، تهیه جهیزیه و تدارک مسکن اقدام خواهند کرد.

۱٫ میدان این نوع تحقیق، همه اماکنى است که شخص مورد تحقیق به مدت قابل توجّهى در آن‏جا سکونت و آمد و شد داشته یا دارد؛ از جمله: محل کار، محل سکونت، دانشگاه، مدرسه، مسجد و غیره.

۲٫ المکاسب المحرمه، ج ۱، ص ۴۲۳-۴۱۵٫

۳٫ رسالة الحقوق امام سجاد(ع)، ص ۱۷۰٫

۴٫ سؤالات طرح شده فاقد ترتیب و اولوّیت بوده و هم براى دختر و هم براى پسر قابل استفاده است.

۵٫ اخلاق براى همه، ص ۲۷۲٫

۶٫ آن مشخصات عبارتند از: موضوع مصاحبه، مصاحبه شونده، تاریخ و مکان مصاحبه، نسبت و میزان آشنایى مصاحبه شونده با طرف ازدواج، نظر و توضیح مصاحبه شونده.

۷٫ همان، ص ۱۰۲٫

۸٫ ر. ک: پیوست ۲٫

۹٫ تحریر الوسیله، کتاب نکاح، مسأله ۲۸٫

۱۰٫ خلاف، کتاب نکاح، مسأله ۳٫

۱۱٫ وسائل الشیعه، کتاب نکاح.

۱۲٫ ازدواج در اسلام، فصل ۸، به نقل از وسائل الشیعه، باب ۳۶ ابواب مقدمات النکاح، ح ۵ و ۱۳٫

۱۳٫ نگاه کردن به هر عضوى از بدن جنس مخالف و نامحرم، به غیر از صورت و دست‏ها، جایز نیست؛ هر چند که آن نگاه بدون تحریک جنسى باشد. همچنین نگاه کردن به صورت و دست‏ها از روى لذّت جنسى جایز نیست (رساله توضیح المسائل).

۱۴٫ الکافى فى الفقه، ص ۲۹۶٫

۱۵٫ قواعد الاحکام فى معرفة الحلال و الحرام، کتاب نکاح، باب اوّل، مبحث چهارم.

۱۶٫ تحریر الوسیله، کتاب نکاح، مسأله ۲۸٫

۱۷٫ ازدواج در اسلام، ص ۴۵٫

۱۸٫ ازدواج در اسلام، ص ۴۵٫

۱۹٫ ر.ک: ایضاح الفوائد، ج ۳، ص ۵؛ قواعد الاحکام، کتاب نکاح، باب اوّل، مبحث چهارم؛ سرائر، ج ۲، ص‏۶۰۹٫

۲۰٫ تحریر الوسیله، کتاب نکاح، مسأله ۲۸٫

۲۱٫ تحریر الوسیله، کتاب نکاح، مسأله ۲۸٫

۲۲٫ همان، مسأله ۲۰٫

۲۳٫ ر.ک: پیوست ۱، ماده ۸، ۱۱، ۱۶، ۱۰۴۰، ۱۱۲۵، ۱۱۲۶ و ۱۱۲۷٫

۲۴٫ غرر الحکم و درر الکلم، ج ۱٫

۲۵٫ میزان الحکمه، ج ۷، ص ۵۴۳٫

۲۶٫ ر.ک: پیوست، کتاب‏شناسى.

۲۷٫ ر.ک: پیوست ۱٫

۲۸٫ قصّه ناگفته جوانى امام على(ع)، ص ۷۵٫

۲۹٫ انتخاب همسر، ص ۲۲۵ – ۲۲۶٫

مهدى رفیعى‏


موضوعات مرتبط: حقوق خانواده ، دیگر مطالب حقوقی ، دانستنی های جالب حقوق

تاريخ : دوشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ | 19:22 | نویسنده : ابوذر گودرز قلعه نوئی |
.: Weblog Themes By Bia2skin :.